كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ١٤ - مقالت پنجم- در تكسير اسم خود با اسامى كواكب

و بعده حروف كوكب مطلوب بنويسد، و هر سه را با هم امتزاج دهد چنانك كواكب را از حروف كرده بود.

پس حرف اوّل هر يك بگيرد و بنهد و حرف دوم هر يك بگيرد و بنهد و حرف سيوم هر يك بگيرد و بنهد و حرف چهارم هر يك بگيرد و بنهد.

و هر اسمى را حروف تمام شود و اسمى ديگر را هنوز حروف باقى مانده باشد آن اسم تمام شده را باز از سر گيرد تا آن اسمهاى‌ [١] ديگر تمام شود.

و هر اسمى كه تمام شود و ديگر اسمها را حروف باقى مانده باشد آن اسم را باز اعاده بايد كرد تا همه تمام شود.

و بعده همه را با هم جمع كند و معرب و معجم سازد چنانك گفته شد [٢] آتشى را فتح و خاكى را ضمّت و بادى را كسر و آبى را جزم چنانك در اسم حسين و والده‌اش فاطمه و كوكب مشترى (و ز ر د) حروف‌ [٣] نموده ميشود.

مثال: ح س ى ن ف ا ط م ه و ز ر د.

حرف اوّل هر يك ازين اسماء گرفتيم و نهاديم حاصل آمد (ح ف و) و حروف دوم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد (س ا ز)- و حروف سوم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد (ى ط ر)- و حرف چهارم هر يك گرفتيم و نهاديم حاصل آمد (ن م د).

بعده اسم حسين چهار حرف بود تمام شد و فاطمه را كه پنج حرف است يك حرف باقى ماند، پس يك حرف از اوّل اسم حسين گرفتيم و نهاديم و يك حرف از اوّل حرف مشترى گرفتيم و نهاديم حاصل آمد (ح ه و).


[١] - اسمهايى: رسم الخط نسخه اصل.

[٢] - شده: خ.

[٣] - و حروف: خ. حروف مشترى را اينجا و حروف تكسير را در مثال، محض امتياز بين الهلالين گذارديم.