ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٢ - ظفرنامه


و مطالعه مى‌كرد و فوايد بسيار حاصل كرد. در نسخه م: ظفرنامه خواجه ابو ذرجمهر [چنين!]. بسم اللّه الرحمن الرحيم. الحمد للّه ربّ العالمين، و العاقبة للمتّقين، و الصّلاة و السّلام على رسوله محمّد و آله اجمعين و اصحابه الفائزين.

اما بعد، روايت مى‌كند [چنين!] كه در عهد انوشروان هيچ چيز از حكمت عزيزتر نبود و حكماى آن عصر همه متقى و پرهيزگار بودند، يك روز انوشيروان ابوزرجمهر [چنين!] حكيم را طلب فرمود و گفت مى‌خواهم كه سخن چند در لفظ اندك و معنى بسيار جمع نمائى چنانچه در دين و عقبى و دنيا سودمند بود. ابو ذر جمهر [چنين!] يك سال مهلت خواست و اين چند كلمه را جمع كرد و ظفرنامه نام نهاد و نزديك برد و عرض كرد انوشروان [را] اين كلمات بسيار خوش آمد و فرمود تا اين كلمات به آب زر بنويسند و مدام با خود داشت و اكثر اوقات به مطالعه آن مداومت مى‌نمود.

در نسخه پ: ستايش و سپاس خداوندى را كه آفريننده آدميان و پديد آورنده زمين و آسمان است و درود نامعدود بر پيغمبر و آل او سلام اللّه عليهم اجمعين، امّا بعد چنين گويند كه روزى انوشروان عادل ابو زر جمهر [چنين!] حكيم را طلب كرد و گفت اى حكيم فطن فرزانه مرا سخنانى بديع بياموز كه در هر دو جهان مرا [چنين!] به كار آيد و چون آن را به كار دارم بر همه چيز ظفر و پيشرفت يابم و بعد از ما در جهان اثر و يادگار بماند ابو زر جمهر [چنين!] يك سال مهلت خواست و اين نصايح را جمع و فراهم آورد [و] به خدمت نوشروان برد و به عرض رسانيد و او به غايت خوشوقت شده به خلعت خاصّش مفتخر و سرافراز گردانيد و فرمود كه آن ظفرنامه را كتاب به زر نوشتند، پيوسته با خويش داشت به فرصت ايام اين نصايح متين را از آن حكيم خردمند مى‌پرسيد [چنين!] به طريق استفاده و او جواب‌هاى با صواب مى‌داد [چنين!]، بدين گونه ...