ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٨ - ظفرنامه
باشد. [١] گفتم نكوهيده كيست و بخشوده كيست، گفت: نكوهيده آن است كه بدى از وى آمد بخواست وى [٢] [و بخشوده آن است كه بدى از وى آمد ناخواسته]. گفتم از [٣] زندگانى كدام ساعت ضايعترست [٤]، گفت آن زمان كه به جاى [٥] كسى نيكى تواند كرد [٦] و نكند. گفتم از فرمانها كدام است كه آن را [٧] خوار نبايد داشت، گفت چهار فرمان [٨]، فرمان خداى تعالى [٩] و [١٠] فرمان [١١] هشياران [١٢] و [١٣] فرمان پادشاه و [١٤] فرمان پدر و مادر.
گفتم [١٥] كدام تخم است كه به يك جا [١٦] بكارند و دو جا بردهد [١٧]، گفت نيكى كه به جاى مردمان نيك و هوشياران كنى، [١٨] هم از [١٩] يشان پاداش
[١] . د: بود. ح: بروى زيانكارتر.
[٢] . اين حكمت به نحو ناقص در ح آمده و از نسخ ديگر سقط شده است. جزء اخير ميان دو قلاب به قياس علاوه شد.
[٣] . س اين كلمه را ندارد.
[٤] . چنين است در نسخه ش. ج و ع و س و گ: ضايعتر. ح: كدام ضايعتر.
[٥] . ش: نيكو در حق كسى تواند كرد. ع: به جاى كسى نيكى توان كرد. س: به جاى كسى نيكويى تواند كرد. ح: آنك به جاى كسى تواند كرد.
[٦] . ش: نيكو در حق كسى تواند كرد. ع: به جاى كسى نيكى توان كرد. س: به جاى كسى نيكويى تواند كرد. ح: آنك به جاى كسى تواند كرد.
[٧] . ش: كدام فرمان را. ح: كدام است كه آن را.
[٨] . چنين است در ح و ع و س. ج و گ: چهار. ش: سه.
[٩] . ح و ش: خداى عز و جل. ج: خدا.
[١٠] . ج اين حرف را ندارد.
[١١] . ح و ش: دوم فرمان.
[١٢] . چنين است در ح. ج و ع و گ و س: عقلا. د: عاقلان.
[١٣] . ج: اين حرف را ندارد.
[١٤] . ج: اين حرف را ندارد.
[١٥] . ش اين حكمت را ندارد.
[١٦] . ح: كه جاى.
[١٧] . چنين است در ج و ع و ص. ح: و در دو جاى ديگر بروند [ظ. برويد]. س و د:
بدروند.
[١٨] . چنين است در ح. نسخ ديگر: نيكى كردن در حق مردم.
[١٩] . چنين است در ح. س و پ: هم در. ج و ع و گ: در.