ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٣ - ظفرنامه

كه‌ [١] سه خصلت درو بود [٢]، دين پاك‌ [٣] و [٤] دوستى‌ [٥] نيكان و [٦] دانش تمام.

گفتم‌ [٧] پادشاهان‌ [٨] را به چه چيز بيشتر حاجت افتد [٩]، گفت به مردم دانا [١٠].

گفتم‌ [١١] اندر [١٢] جهان كه بيگانه‌ [١٣] تر، گفت آنك نادان‌تر [١٤]. گفتم اندر جهان‌ [١٥] كه نيكبخت‌تر [١٦]، گفت آن كس كه‌ [١٧] كردار [١٨] به سخاوت بيارايد و گفتار [١٩] به راستى‌ [٢٠]. گفتم‌ [٢١] هيچ عزّ هست كه درو [٢٢] ذلّ باشد، گفت عزّ [٢٣] در پادشاه و عزّ با حرص و عزّ با عشق. گفتم‌ [٢٤] چه چيزست كه آن‌


[١] . چنين است در ح و ش و د. ج و ع و گ و س: آنكه.

[٢] . چنين است در نسخه س. ج و ع: دارد. ش: در وى باشد. د: در وى سه خصلت بود.

ح: سه چيز از وى نبايد.

[٣] . اين كلمه در ح نيست.

[٤] . اين حرف در نسخه ج نيست.

[٥] . چنين است در ح. نسخ ديگر: محبت.

[٦] . اين حرف در نسخه ج نيست.

[٧] . از اين جا تا جمله «نيكويى به چند چيز تمام شود» در صفحه (١٩) از نسخه ش سقط شده است.

[٨] . چنين است در ح. ساير نسخ: پادشاه.

[٩] . ع و س: حاجت بيشتر افتد ح: را حاجت بچه بيشتر.

[١٠] . ح: به مردم استوار عاقل خردمند.

[١١] . ع: گفتم هيچ عزّ هست ... الخ. اين حكمت در اين نسخه پيش آمده است.

[١٢] . چنين است در ح. نسخ ديگر: درين.

[١٣] . چنين است در ج و گ. ح و س: كه بيكارتر. اين حكمت در نسخه ع پس از سه حكمت ديگر آمده است.

[١٤] . ع: گفت نادان. ح: نادان پرورد.

[١٥] . چنين است در ح. س: در جهان. نسخ ديگر، در اين جهان.

[١٦] . د: نيكوتر.

[١٧] . چنين است در ح. نسخ ديگر: آنكه.

[١٨] . ح و س: كردار را.

[١٩] . ح: گفتار را.

[٢٠] . ح: به راستى و آن كه جهان را بدين جهان ندهد.

[٢١] . اين حكمت در ج و س نيست.

[٢٢] . چنين است در نسخه ع و ت. گ: در آن. ح: بدان.

[٢٣] . ح: سه عزّ باشد با ذلّ، يكى خدمت پادشاه، دوم عزّ عشق، سيم عزّ با حرص.

[٢٤] . از اين حكمت تا «گفتم چه كنم تا ...» جز در ح در هيچ يك از نسخ ديگر اصلا نيامده است.