ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١١ - ظفرنامه

چيست‌ [١]، گفت از تنهائى‌ [٢]. گفتم‌ [٣] بينوائى از چيست، گفت از ناكدخدائى‌ [٤].

گفتم نامدارى‌ [٥] از چه برآيد [٦]، گفت از [٧] استعجال‌ [٨] در خيرات‌ [٩]. گفتم پادشاهان را بلندى از چه خيزد [١٠]، گفت از عدل و راستى. گفتم خردمندان را پشيمانى از چه خيزد، گفت از شتاب كردن در كارها [١١]. گفتم شرم از چه خيزد [١٢]، گفت دين‌داران‌ [١٣] را از بيم‌ [١٤] دين و بى‌دينان را از نادانى. گفتم چه چيزست كه‌ [١٥] حميّت‌ [١٦] را ببرد، گفت طمع‌ [١٧]. گفتم اندر جهان‌ [١٨]


[١] . چنين است در ج. ع: كه كم رنج‌تر، گفت آنك تنهاتر. ج: كه بى‌رنج‌تر: گفت آن كه تنهاتر. ش: رنج از چيست، گفت از تنهائى. س: كم رنج‌تر كيست، گفت آن كه تنهاتر.

[٢] . چنين است در ج. ع: كه كم رنج‌تر، گفت آنك تنهاتر. ج: كه بى‌رنج‌تر: گفت آن كه تنهاتر. ش: رنج از چيست، گفت از تنهائى. س: كم رنج‌تر كيست، گفت آن كه تنهاتر.

[٣] . چنين است در ح. ع: كه بينواتر، گفت آن كه پر عيال‌تر. س: بينواتر كيست گفت پر عيال‌تر. ج: كه بينواتر است گفت آن كه پر عيال‌تر. اين حكمت تا چه چيز است كه، از نسخه ش افتاده است.

[٤] . چنين است در ح. ع: كه بينواتر، گفت آن كه پر عيال‌تر. س: بينواتر كيست گفت پر عيال‌تر. ج: كه بينواتر است گفت آن كه پر عيال‌تر. اين حكمت تا چه چيز است كه، از نسخه ش افتاده است.

[٥] . ع و س: نامرادى.

[٦] . چنين است در ح. ع: از چه خيزد. ج: از چه چيز. د: از چه چيز بود.

[٧] . از اين كلمه تا دين‌داران، از س سقط شده است.

[٨] . ح: هشيارى به كارها. ع: تأخير. د: تعجيل نمودن در كارهاى نيك.

[٩] . ع: در خيرات. گفتم مراد يافتن از چه خيزد، گفت از تعجيل در خيرات.

[١٠] . چنين است در نسخه ع. ج: از چه چيز. د: از چه چيز بود. ح: گفتم بلندى و پادشاهى از چه خيزد.

[١١] . اين حكمت جز در ح در هيچ يك از نسخ ديگر نيامده است.

[١٢] . چنين است در ح و ع. ج: از چه چيز.

[١٣] . ج: دين دان.

[١٤] . ح: دين داران را دين.

[١٥] . چنين است در ج و ع و س و گ. ش: چيست كه.

[١٦] . چنين است در ش و گ. ع: حميت. ج: صحبت. س: هميت.

[١٧] . اين پرسش و پاسخ از ح ساقط شده است.

[١٨] . چنين است در ح. ج: در دنيا. ساير نسخ: در جهان.