ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٧ - ظفرنامه
دارد و نصيحت ازو باز نگيرد [١] و بر وى مهترى ديگر نگزيند [٢]. گفتم نشان دوست نيك بخت [٣] چيست، گفت آنك خطا [٤] بپوشد و پند و نصيحت دهد [٥]. گفتم [٦] دوست بدبخت كيست، گفت آنك بر بدى يارى كند و راز آشكارا و بعد از آنك كارى گذشته باشد بگويد چنين نمىبايست كرد. [٧] گفتم چه كنم [٨] تا زندگانى به سلامت گذرد، گفت پرهيز كن از استخفاف كردن بر [٩] پادشاه وقت علماء دين و دوست صادق. گفتم نيكويى با كه بايد كرد، گفت با عاقل و خداوند حسب [١٠]. گفتم با چند گروه نكوئى بكنم و نشايد كه كنند [١١]، گفت با ابله و با بدگوى [١٢] و با بد فعل [١٣].
گفتم نيكويى به چند چيز تمام شود، گفت به تواضع بىتوقّع [١٤] و به كرم و
[١] . ح: نصيحت باز نگيرد.
[٢] . ح: مهترى نگزيند.
[٣] . چنين است در ح. ج و س و د: نيك. ع: نيكو.
[٤] . چنين است در ح. ساير نسخ: خطاى تو.
[٥] . چنين است در ح. ج و ع: ترا پند دهد. س: پند دهد بر آن.
[٦] . چنين است در ح. در نسخههاى ديگر دو حكمت درهم ريخته شده است. ج: و راز آشكار نكند، و بر گذشته نگويد چنين مىبايست. ع و ص: و راز آشكارا ... اين چنين مىبايست. س: و راز آشكارا ... كه چنين ...
[٧] . چنين است در ح. در نسخههاى ديگر دو حكمت درهم ريخته شده است. ج: و راز آشكار نكند، و بر گذشته نگويد چنين مىبايست. ع و ص: و راز آشكارا ... اين چنين مىبايست. س: و راز آشكارا ... كه چنين ...
[٨] . ح: چه چيز كنم.
[٩] . ح: بر سه كس بر ...
[١٠] . چنين است در نسخه ج و ع و س و گ. ح: با خداوندان نسب.
[١١] . چنين است در ح. نسخههاى ديگر: نيكويى نبايد كرد.
[١٢] . چنين است در ح. ج و ع و گ: و بدگوى. در نسخه س «و با بدگوى» سقط شده است.
[١٣] . چنين است در ح. ساير نسخ: و بد فعل. از حكمت سطر (٣) صفحه (١٤) تا اين جا از نسخه ش سقط شده است.
[١٤] . چنين است در ح و ج و ع و س. ش: به تواضع.