ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٩ - ظفرنامه

نگردد [١] و پارسا [٢] اگر چه پرهيزگار [٣] باشد [٤] از زيادت عبادت‌ [٥] مستغنى نگردد [٦]. گفتم حاجت خواستن بچه‌ [٧] تمام شود، گفت بدان چه‌ [٨] از كسى‌ [٩] خواهى كه خوش‌خوى‌تر [١٠] و [١١] تواند دادن و اندر وقت خويش خواهى‌ [١٢] و آن چيز خواهى كه‌ [١٣] سزاوار [١٤] آن باشى‌ [١٥]. گفتم‌ [١٦] هيچ كس نيك بخت تواند شد به كارى كه كند، گفت‌ [١٧] دو تن بدو كار، بنده چون به خداوند بگرود و زن كه به شوهر بگرود نيك بخت شوند. گفتم‌ [١٨] خواسته از بهر


[١] . ح: نيست.

[٢] . چنين است در ح و ج و ع و گ و س و ت: سالك. ش: زاهد.

[٣] . چنين است در ح و ش. ج و ع و گ: بر طاعت بس و ت: بر طاعت.

[٤] . چنين است در ج و ع و گ و س. ت: بود.

[٥] . چنين است در ح. ج و ع و س: از زيادتى آن. ش: از عبادت.

[٦] . ح: نيست. ع: نباشد.

[٧] . چنين است در ح. ج و ع و س و گ: به چند چيز.

[٨] . ع: به آن چه، ح اين كلمات را ندارد.

[٩] . ج اين دو كلمه را ندارد.

[١٠] . چنين است در ج و س و گ و ع: خوش‌خوى‌تر باشد.

[١١] و*. چنين است در ح. در نسخه‌هاى ديگر نيامده است.

[١٢] . چنين است در ح در نسخه ر ديگر نيامده است.

[١٣] . ج: و آن چيز كه.

[١٤] . ح: مستحق.

[١٥] . چنين است در ح. ج و ع و گ: سزاوارتر. س: سزاوارتر بود.

[١٦] . اين حكمت جز در ح در هيچ يك از نسخه‌هاى ديگر نيامده است.

[١٧] . در اصل: به دو تن.

[١٨] . در جميع نسخه‌ها جز در ح اين جا حكمتى كه بالاتر آورده شده و چنين شروع مى‌شود: «گفتم چند چيزست كه از بيشى مستغنى نيست ...» آمده و بعد از آن اين حكمت كه قبلا نقل شده: «گفتم چه كنم تا مردمان مرا دوست دارند ...» و پس از آن اين حكمت:

«گفتم از علم آموختن چه يابم ...» كه آن نيز ثبت آمده است.