شرح رسالة الطير - ناشناخته - الصفحة ٧٨ - «متن»

حيات و قدرت دارد حقيقت و روشن، نفس بود نه جسد و نفس باطن است و جسد ظاهر، پس سزد اگر خواجه درين معانى استعادت به قنفذ كند، چه در اين باب تشبيه لايق‌تر از اين نيست و اگر به جدّ سوگند خورد كه جلى و روشن، باطن است و خفى ظاهر، حق است و راست كه عالم نفس است نه جسد. كثيف مستبصر نفس است نه جسد و نفس را دو قوّت است يكى عالمه و يكى عامله. قوّت عامله از مبدأ بود محرّك بدن را سوى افاعيل جزوى او با اعتبارى بود نسبت با قوّت حيوانى نزوعى و اعتبارى بود به قياس با نفس او و اين قوّت بايد كه غلبه دارد بر جمله قواى بدنى كه آثار آن ظاهر است و خواجه ازين روى گفت بدان معانى كه چون قنفذ باشيد و باطن ظاهر كنيد. و ظاهر باطن كنيد اين دو فايده دارد. يكى كه قوّت عالمه نفس را باطن است استيلا و استعلا دهد تا ز اقواى بدنى منفعل نشود، البتّه و اين قوّتهاى ظاهر پوشيده دارد يعنى ايشان را مغلوب دارند چه جلى از قوّت عالمه باطنى است. بدان معنى كه ظهور و غلبه وى را مى‌يابد كه بود و خفى ظاهر شماست، بدان معنى كه اين قواى بدنى مى‌بابد كه مغلوب بود به نسبت با آن قوّت عالمه و من بعد شرح تمامتر كرده آيد تا از آن هم باز نمايند يعنى باطن ظاهر كند با استفاده علم و فايده آن بر اهل و مستحق و آن چه تعلق به علم توحيد دارد. و آن چه به ترتيب اخلاق و ابدان تعلق دارد از هيچ كس دريغ مداريد، چه خير رسانيدن به قابل خير تشبه به مبادى اوّل است و اين دريغ نبايد داشت و اين دو فايده درست است كه خواجه بدين اشارت كرد.

«متن»

«فقال حكيم الحكماء ويلكم اخوان الحقيقه انسلخوا عن جلودكم انسلاخ الحيّة و دبّوا دبيب الديوان و كونوا عقارب اسلحتها فى اذنابها فانّ الشيطان لن يراوغ الانسان الا من‌