ملاقات محبوب - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٢ - حج جوهره ايمان
براى مال است و نه براى تجارت. [١]
زائر خانه خدا در حجّ با مشكلات زيادى برخورد مىكند؛ در عرفات، در رمى جمرات، يا در طواف...، شايد در آن لحظات از شدّت گرما و شلوغى مرگ را به چشم خود ببيند، و اينها در حالى است كه سر او در برابر گرماى سوزان خورشيد برهنه است. او نه تنها نبايد براى كسى مزاحمت ايجاد كند و كسى را در آن ازدحام به اطراف براند، بلكه منازعه و مجادله بر حق نيز بر او جايز نمىباشد.
(الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ...) [٢].
«حجّ واجب در ماههاى معيّن است. پس هركه را حجّ واجب شود بايد آنچه ميان زن و شوهر روا است ترك كند و كار ناروا (مانند دروغ و مجادله و بدگوئى و گفتن لا واللَّه وبلى واللَّه) را ترك كند.»
او در حجّ نمىتواند به خدا قسم بخورد، در آنجا فقط اطاعت و تسليم در برابر خدا رواست ونه چيز ديگر. مجاهد در راه خدا اگر در جنگ شركت كند ممكن است بكشد و ممكن است شهيد شود، ولى زائر خانه خدا حتّى اگر مرگش فرا رسد بدون دفاع از خود است، در حالى كه امكان دارد در اثر دفاع از خود مرگ به سراغ او نيايد. حقيقتاً اين تسليم مطلق و بىچون و چرا جوهره ايمان را در انسان تربيت مىكند و آن را صيقل مىبخشد و به زندگى او رنگ ايمانى جديدى مىزند.
[١] - وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٧٨.
[٢] - سوره بقره، آيه ١٩٧.