غروب خورشيد فقاهت
(١)
سخنى با خواننده
٩ ص
(٢)
زندگىنامهء حضرت آيت الله خوئى(رحمهء الله عليه)
١١ ص
(٣)
حوزهء درس معظّم له
١٤ ص
(٤)
تقريرات
١٨ ص
(٥)
تفسير و علوم قرآنى
٢١ ص
(٦)
رجال
٢٢ ص
(٧)
اصول
٢٤ ص
(٨)
خصوصيات اخلاقى معظم له
٣١ ص
(٩)
گذشت و كرامت نفس
٣٢ ص
(١٠)
سادهزيستى
٣٣ ص
(١١)
علاقهمندى و تجليل ايشان از دانشمندان
٣٤ ص
(١٢)
مقيد بودن به زيارت
٣٥ ص
(١٣)
اهتمام آيت الله به تهجد و تزكيه نفس
٣٦ ص
(١٤)
دامادها
٣٨ ص
(١٥)
مركز بزرگ اسلامى نيويورك
٤٠ ص
(١٦)
مركز الامام الخوئى - سوانزى (آمريكا)
٤١ ص
(١٧)
مركز الامام الخوئى - لندن
٤٢ ص
(١٨)
پروژه پاكستان
٤٦ ص
(١٩)
مدرسه دارالعلم در بانكوك
٤٨ ص
(٢٠)
مؤسسهء دارالايتام لبنان
٥٠ ص
(٢١)
مدينه العلم صاحب الزمان(عج)
٥١ ص
(٢٢)
متن فتواى حضرت آيت الله خوئى دربارهء حزب منحله توده
٥٣ ص
(٢٣)
هويت حزب توده
٥٤ ص
(٢٤)
تلگرام دوّم حضرت آيت الله خمينى
٦٤ ص
(٢٥)
نامهء حضرت آيت الله خوئى
٦٧ ص
(٢٦)
پاسخ نخست وزير به مراجع تقليد
٦٨ ص
(٢٧)
تلگرام آيت الله العظمى خوئى (رحمهء الله عليه) در پى فاجعه مدرسه فيضيه واهانت به علماء اسلام
٧٣ ص
(٢٨)
تلگراف آيت الله العظمى خوئى (رحمهء الله عليه) به شاه
٩٥ ص
(٢٩)
بيانيهء هيئت علمى كربلا
١٠٩ ص
(٣٠)
دستگير و تبعيد حضرت آيت الله خوئى
١٤١ ص
(٣١)
بازتابهاى دينى، سياسى انتقال زعيم حوزه علميه «امام خوئى(رحمهء الله عليه)» از نجف به بغداد
١٤٢ ص
(٣٢)
متن فتوى آيت الله خوئى دام ظله به مناسبت انتفاضه و قيام مردم عراق
١٤٣ ص
(٣٣)
متن پيام حضرت آيت الله العظمى آقاى گلپايگانى(مدّظله العالى) نسبت به وظيفه مسلمانان در برابر اوضاع اسفبار عراق
١٤٨ ص
(٣٤)
-خبرهاى گوناگون در مرد بازداشت مرجع عاليقدر امام خوئى (رحمهء الله عليه)
١٥٧ ص

غروب خورشيد فقاهت - اسلامى، غلامرضا - الصفحة ١٣٣ - بيانيهء هيئت علمى كربلا

بازرگان آغاز شد.

نقشهء تفرقه‌انگيز شاه!


شاه كه مى‌ديد پايه‌هاى تخت لرزانش هر لحظه لرزان‌تر مى‌شود و عنقريب است كه تاج و تخت در هم فرو ريزد، نخست خواهر خوشنامش «اشرف» را به زيارت مشاهد مشرفه فرستاد، و او هم مورد استقبال مقامات حزب بعث قرار گرفت و تحت مراقبت مأمورين بعثى و ساواكى‌هاى ايرانى كه با هر دو رژيم، دوست و از يك آخور تغذيه مى‌كردند، به عتبات عاليات رفت و برگشت، ولى كوچكترين عكس‌العملى در ميان مردم مبارزه به پا خواسته به بار نياورد. به دنبال آن چون عيد غدير نزديك مى‌شد همسرش شه‌بانو فرح را به عراق فرستاد تا جنبهء طبيعى پيدا كند و بگويد مانند هر ايرانى شيعه روز عيد غدير به زيارت مرقد منور حضرت امير (عليه السلام) رفته است.
ولى باطن مطلب چيز ديگر بود. گذشته از اين كه مى‌خواست با اين زيارت سياسى «شهربانو» جلب نظرى از مردم مسلمان خشمگين كند، با توطئهء قبلى و تبانى كه در دو رژيم نموده بودند، غفلتاً و به طور ناگهانى در نجف به حضرت آيت الله خوئى.(رحمهء الله عليه).خبر مى‌دهند كه شه‌بانوى ايرانى براى عيادت و ملاقات شما مرجع شيعيان يك ساعت ديگر به خانهء شما مى‌آيند. ولى آيت الله خوئى.(رحمهء الله عليه).فوراً نجف را ترك گفته و به شهر كوفه واقع در يك فرسخى نجف مى‌روند تا اين عيادت صورت نگيرد. مأمورين بعثى شه‌بانو را به كوفه مى‌برند، و با زور او را وارد خانهء آيت الله خوئى.(رحمهء الله عليه).مى‌كنند تا به هر قيمت كه شده اين عيادت صورت بگيرد، و بتوانند به منظور تفرقه‌اندازى در ميان مراجع تقليد از آن بهره‌بردارى سياسى كنند.
آيت الله خوئى (رحمهء الله عليه).كه خود در محاصرهء قواى انتظامى عراق مى‌بيند كه خانه را در محاصره گرفته و شه‌بانو فرح را به حضور ايشان كه مرجعى پير و سالخورده‌