پیامبر امی

پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨

جز زیارت کعبه قصدی ندارم و پس از انجام اعمال برمی‌گردم ، قریش‌ موافقت نکردند . مسلمانان اصرار داشتند که به عنف وارد مکه شوند ولی‌ رسول اکرم حاضر نشد و نخواست احترام کعبه بریزد . موافقت شد پیمان صلحی‌ میان قریش و مسلمانان منعقد گردد .
صورت پیمان صلح را پیغمبر اکرم املا می‌کرد و علی ( ع ) می‌نوشت .
پیغمبر اکرم فرمود بنویس : " « بسم الله الرحمن الرحیم » " .
سهیل بن عمرو نماینده قریش اعتراض کرد و گفت این شعار شماست و ما با آن آشنایی نداریم ، بنویسید " بسمک اللهم " . رسول اکرم موافقت‌ کرد و به علی فرمود این طور بنویس . بعد فرمود بنویس این قراردادی است‌ که میان محمد رسول الله و قریش منعقد می‌گردد . نماینده قریش اعتراض‌ کرد و گفت ما تو را رسول الله نمی‌دانیم ، فقط پیروان تو تو را رسول الله‌ می‌دانند ، ما اگر تو را رسول الله می‌دانستیم با تو نمی‌جنگیدیم و مانع‌ ورود تو به مکه هم نمی‌شدیم ، اسم خود و اسم پدرت را بنویس . رسول اکرم‌ فرمود شما مرا چه رسول الله بدانید و چه ندانید من رسول الله‌ام . سپس به‌ علی فرمان داد که بنویس : " این پیمانی است که میان محمد بن عبدالله و مردم قریش منعقد می‌شود " .
اینجا بود که مسلمانان سخت برآشفتند ، و هم از این به بعد است که‌ نقلهای تاریخی در بعضی خصوصیات با هم اختلاف دارد .
از سیره ابن هشام و صحیح بخاری " باب الشروط فی الجهاد والمصالحة مع‌ اهل الحرب " [١] برمی‌آید که این اعتراض قبل از نوشتن کلمه " رسول‌ الله " صورت گرفت و همان وقت رسول اکرم موافقت


[١] ج / ٣ ص . ٢٤٢