پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
و خطوط صحابه از لحاظ رسم الخط ، خالی از نقص نبوده است ، ولی بعدها
تابعین و اخلاف آنها همان رسم الخط را به عنوان تیمن و تبرک در کتابت
قرآن حفظ کردند و از آن تجاوز نکردند با اینکه بعضی از آن رسم الخطها
خلاف قاعده بود ، لهذا بعضی کلمات قرآن با رسم الخط خاصی باقی ماند " .
آنگاه میگوید :
" کمالات فنی و عملی از قبیل رسم الخط را که بستگی دارد به اسباب و
وسائل زندگی و جنبه نسبی دارد ، با کمالات مطلق که فقدان آنها نقص در
انسانیت انسان است و نقص واقعی است نباید اشتباه کرد " .
ابن خلدون آنگاه موضوع امی بودن رسول خدا را طرح میکند و خلاصه سخنش
این است :
" پیغمبر امی بود . امی بودن برای او کمال بود ، زیرا او علم خویش را
از بالا فرا گرفته بود . اما امی بودن برای ما نقص است ، زیرا مساوی
است با جاهل بودن ما " [١] .
آیه دیگری که از طرف مشارالیه به آن استناد شده آیه ٢ و ٣ از سوره "
لم یکن " است . میگوید :
" بسیار شگفت انگیز است که مترجمان و مفسران قرآن به این آیه که
توصیف حضرت محمد ( ص ) میباشد توجه نکردهاند که در آن گفته شده : "
« رسول من الله یتلوا صحفا مطهره »" [٢] یعنی
[١] مقدمه ابن خلدون ( چاپ ابراهیم حلمی ) ، ص ٤٩٤ و . ٤٩٥ [٢] بینة / [٢]