پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
اولا ، از قدیمترین ایام ، مفسران اسلامی کلمه امی و امیون را سه جور تفسیر کردهاند و لااقل احتمالات سه گانهای درباره آن ذکر کردهاند . مفسران اسلامی بر خلاف ادعای آقای دکتر سید عبداللطیف فقط به یک معنی نچسبیدهاند . ثانیا ، هیچ کس نگفته است که کلمه امی به معنی نوزاد چشم و گوش بسته است که معنی ضمنی آن کسی باشد که نمیتواند بخواند و بنویسد . این کلمه اساسا در مورد نوزاد به کار نمیرود ، در مورد بزرگسالی به کار میرود که از لحاظ فن خواندن و نوشتن به حالتی است که از مادر زاده شده است ، به اصطلاح علمای منطق مفهوم " عدم و ملکه " دارد . منطقیین اسلامی همواره این کلمه را به عنوان یکی از مثالهای عدم و ملکه در کتب منطق ذکر میکردهاند . ثالثا ، اینکه میگوید یکی از معانی این کلمه این بوده که با متنهای قدیم سامی آشنایی نداشته باشد ، صحیح نیست . آنچه از اقوال قدمای مفسرین و اهل لغت استفاده میشود این است که این کلمه در حالت جمع ( امیین ) به مشرکین عرب گفته میشده است در مقابل اهل کتاب ، به این علت که غالبا مشرکین عرب بی سواد بودند ، و ظاهرا این عنوان تحقیر آمیز را یهودیان و مسیحیان به آنها داده بودند . ممکن نیست مردمی فقط به خاطر اینکه با زبان و کتاب مخصوصی آشنایی ندارند ولی به زبان خودشان بخوانند و بنویسند به آنها " امیین " گفته شود ، زیرا به هر حال ریشه این کلمه بنابراین تفسیر نیز کلمه " ام " یا " امت " است و مفهوم باقی بودن به حالت اولی و مادرزادی را میرساند. و اما علت اینکه این کلمه از ریشه ام القری شناخته نشده است با اینکه به صورت احتمال همواره آن را ذکر میکردهاند ،