پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
" کلمات " امی " و " امیون " در قرآن در چند جای مختلف به کار
رفته است ، اما همیشه و همه جا فقط یکی معنی از آن مستفاد میشود . کلمه
امی در لغت اصلا به معنی کودک نوزادی است که از بطن مادر متولد میشود و
با اشاره به همین حالت حیات و زندگی است که کلمه امی را با معنی ضمن
آن به معنی کسی که نمیتواند بخواند و بنویسد تعبیر کردهاند . کلمه امی
همچنین به معنی کسی است که در " ام القری " زندگی میکرده است . ام
القری یعنی مادر شهرها ، شهر پایتخت و عمده ، و این صفتی بود که اعراب
زمان پیغمبر برای شهر مکه قائل بودند . بنابراین کسی که اهل مکه بود امی
نیز نامیده میشد .
یک مورد استعمال دیگر کلمه امی برای کسی است که با متنهای قدیم سامی
آشنایی نداشته است . و از پیروان دیانت یهود یا دین مسیح که در قرآن به
عنوان " « اهل »الکتاب " نامیده شدهاند ، نبوده است . در قرآن کلمه
" « امیون »" برای اعراب پیش از اسلام که کتاب مقدسی نداشتهاند و
پیرو تورات و انجیل هم نبودهاند ، به کار رفته است و در مقابل کلمه "
« اهل الکتاب »" قرار میگرفته است .
در حالی که برای کلمه امی اینهمه معانی مختلف وجود دارد معلوم نیست
چرا مفسران و مترجمان قرآن ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان ، فقط معنی
ابتدایی یعنی نوزاد چشم و گوش بسته را گرفتهاند و آن را به بی سواد و
جاهل تعبیر کردهاند و در نتیجه اهل مکه پیش از اسلام را نیز امیون یا
گروهی بی سواد معرفی کردهاند ؟ ! " [١]
[١] نشریه کانون سر دفتران ، شماره آبان ماه ١٣٤٤ ، نقل از نشریه آموزش و پرورش شماره شهریور . ١٣٤٤