پیامبر امی

پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤

انتخاب کرده است . زمخشری در کشاف نیز این آیه و آیه ٧٥ آل عمران را همین طور تفسیر کرده است . فخر رازی این احتمال را در ذیل آیه ٧٨ بقره و آیه ٢٠ آل عمران نقل می‌کند . ولی حقیقت این است که این معنی ، یک معنی جداگانه غیر از معنی اول‌ نیست ، یعنی چنین نیست که هر مردمی که پیرو یک کتاب آسمانی نباشند به‌ آنها " امی " گفته شود هر چند آن مردم تحصیل کرده و با سواد باشند . این کلمه به مشرکین عرب از آن جهت اطلاق شده است که مردمی بی سواد بوده‌اند . آنچه مناط استعمال این کلمه درباره مشرکین عرب است نا آشنایی‌ آنها به خواندن و نوشتن بوده نه پیروی نکردن آنها از یکی از کتب آسمانی‌ . لهذا آنجا که این کلمه به صورت جمع آمده و به مشرکین عرب اطلاق شده‌ است این احتمال ذکر شده ، اما آنجا که مفرد آمده است و بر رسول اکرم‌ اطلاق شده است احدی از مفسران نگفته که مقصود این است که آن حضرت پیرو یکی از کتابهای آسمانی نبوده است . در آنجا بیش از دو احتمال به میان‌ نیامده است : یکی نا آشنا بودن آن حضرت با خط ، دیگر اهل مکه بودن ، و چون احتمال دوم به ادله قاطعی که گفتیم مردود است، پس قطعا آن حضرت از آن جهت امی خوانده شده است که درس ناخوانده و خط نانوشته بوده است . در اینجا احتمال چهارم در مفهوم این کلمه داده می‌شود و آن این است که‌ این کلمه به معنی ناآشنایی با متون کتابهای مقدس باشد . این احتمال به‌ معنی ناآشنایی با متون کتابهای مقدس باشد . این احتمال همان است که‌ آقای دکتر سید عبداللطیف از پیش خود اختراع کرده و احیانا آن را با معنی سومی که ذکر کردیم و از مفسران قدیم نقل کردیم ، خلط کرده است . مشارالیه می‌گوید :