پیامبر امی
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
به عنوان یک صفت عام نه یک اسم خاص اطلاق شده است . ام القری یعنی
مرکز قریهها . هر نقطهای که مرکز قریههایی باشد ام القری خوانده میشود .
از آیه دیگر از قرآن که در سوره قصص آیه ٥٩ آمده است معلوم میشود که
« و ما کان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا . » پروردگار تو چنین نیست که مردم قریههایی را هلاک کند مگر آنکه قبلا پیامبری در مرکز آن قریهها بفرستد و حجت را بر آنها تمام کند .
معلوم میشود در زبان قرآن هر نقطهای که مرکز یک منطقه باشد ام القرای آن منطقه است [١] .
دیگر اینکه این کلمه در قرآن به کسانی اطلاق شده است که مکی نبودهاند .
در سوره آل عمران آیه ٢٠ میفرماید : « و قل للذین اوتوا الکتاب و الامیینء اسلمتم . » بگو به اهل کتاب و به امیین ( اعراب غیر یهودی و نصرانی ) آیا تسلیم خدا شدید ؟ پس معلوم میشود در عرف آن روز و در زمان قرآن به همه
[١] در یکی از روایاتی که وارد شده کلمه " امی " منسوب به ام القری یعنی مکه است تأیید شده که این کلمه وصف عام است نه اسم خاص ، زیرا میگوید : " و انما سمی الامی لانه کان من اهل مکة و مکة من امهات القری
" یعنی پیغمبر از آن جهت امی خوانده شده است که از اهل مکه است و مکه یکی از ام القریهاست .