پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
پیغمبر به خط خود نوشت ، زیرا نوشتهاند " فاخذه رسول الله و کتب "
یعنی پیغمبر از علی گرفت و خود نوشت . در عبارت طبری و ابن اثیر یک
جمله اضافه دارد به این ترتیب :
" « فأخذه رسول الله و لیس یحسن ان یکتب فکتب » . رسول خدا از علی
گرفت و در حالی که نوشتن را نمیدانست ، نوشت " .
روایت طبری و ابن اثیر تأیید میکند که رسول خدا نمینوشته است و در
حدیبیه به طور استثنائی نوشته است .
این روایت شاید نظر کسانی را تأیید کند که میگویند پیغمبر به تعلیم
الهی اگر میخواست بنویسد میتوانست بنویسد ولی نمینوشت ، همچنانکه
پیغمبر هرگز شعر نسرود و حتی شعر دیگری را نیز قرائت نکرد . احیانا اگر
تک بیتی از دیگری میخواست بخواند ، آن را " حل " میکرد ، یعنی کلمات
را مقدم و مؤخر و یا در الفاظ شعر کم و زیاد میکرد که از صورت شعری خارج
شود ، زیرا خداوند شعر را شایسته مقام او نمیدانست : « و ما علمناه
الشعر و ما ینبغی له ان هو الا ذکر و قرآن مبین »[١] .
به طوری که ملاحظه میشود نقلها در جریان حدیبیه یکنواخت نیست ، و هر
چند از بعضی نقلها استفاده میشود که در آن جریان ، کلمه " بن عبدالله "
را که به منزله جزئی از امضای آن حضرت شمرده میشود به دست خود نوشته
است ، ولی همان نقلها تأیید میکند که جنبه استثنائی داشته است .
در اسد الغابه ذیل احوال تمیم بن جراشه ثقفی داستانی از او
[١] یس / . ٦٩