اخلاق جنسی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
ریشه غیر جنسی داشته باشد و خواه نداشته باشد ، و به فرض اول خواه بتواند تغییر شکل و ماهیت بدهد و جنبه معنوی و روحانی پیدا کند ، خواه نکند ، در این جهت نمیتوانیم تردید داشته باشیم که عشق از لحاظ آثار روانی و اجتماعی ، یعنی از لحاظ تحولاتی که در روح فرد ایجاد میکند و از لحاظ تأثیراتی که در خلق آثار هنری و ذوقی و اجتماعی دارد ، با یک شهوت ساده حیوانی که هدفش صرفا ارضاء و اشباع است تفاوت بسیار دارد . حالت خاص شهوانی تا وقتیکه صورت شهوانی دارد مقرون به خودخواهی است و در این حالت انسان به موضوع شهوت به چشم یک ابزار و وسیله نگاه میکند ، اما همینکه شکل عشق به خود گرفت ، موضوع دلخواه آنچنان اصالت پیدا میکند که حتی از جان خواستار عزیزتر و گرانبهاتر میگردد و خواستار فدائی موضوع دلخواه خود میشود ، یعنی شخص خواستار از " خودی " بیرون میرود و لااقل خودی او خودی طرف را نیز در بر میگیرد ، از این رو است که عشق به عنوان مربی ، کیمیا ، معلم و الهام بخش خوانده شده است .