اسلام و آزادى بردگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ريشه بردگى

مورد بررسى وتحليل قرار دهيم آن هم حل خواهد شد.

ولى در هر حال بايد دانست كه اين ايراد را دول متمدن امروز و كسانى كه طرفدار و يا مقلد و پيرو آنها هستند حق ندارند بكنند؛ زيرا معامله‌اى كه فاتحين آنها با اسيران جنگى خود مى‌نمايند، و مطالبى كه عدّه‌اى از آنها پس از آزاد شدن از طرز رفتار دول فاتح نقل مى‌كنند روشن مى‌سازد كه اين اسارت بدترين نوع بردگى خشونت‌آميز است گو اين‌كه حاضر نيستند اين كلمه را در چنين مواردى بكار برند؛ از جمله اين‌كه دول فاتح پس از جنگ جهانى دوّم كارى بر سر ملل مغلوب آوردند كه راستى بردگى در برابر آن صد شرف داشت!

در هر حال در اين‌جا به دو نكته بايد توجه داشت:

اوّل- براى پى بردن به وضع اسراى جنگى در اسلام؛ بايد ديد اسلام با چه اشخاصى مى‌جنگد و حدود مقرّرات جهاد در اسلام چيست، بطور خلاصه بايد گفت: جهاد در اسلام مخصوص افراد بى‌ايمانى است كه حاضر به هيچ‌گونه سازش با قوانين الهى و حق و عدالت نيستند، و در برابر هيچ منطقى سر تسليم فرود نمى‌آورند، زيرا روشن است كه اسلام به خاطر يك سلسله اغراض سياسى خاص يا منافع اقتصادى با كسى نمى‌جنگد، اختلافات نژادى و منطقه‌اى و تزاحم و اصطكاك منافع مادى ملت‌ها در اسلام مجوز جنگ نيست، جهاد در اسلام به صورت مبارزه «حق» و «باطل»، و «عدالت» و «ظلم» و در مسير آزادى انسانها است.

اگر مقرّرات جهاد اسلامى درست و به دقت رعايت شود كسانى كه در جبهه مخالف قرار دارند طبعاً كسانى خواهند بود كه‌ حاضر به هيچ گونه سازش با حق نيستند و اجراى اصول عدالت اسلامى را منافى با منافع خود مى‌بينند، و از آشفتگى اجتماع و گمراهى مردم پشتيبانى مى‌كنند و خلاصه: يك موجود ضد بشرى و طرفدار جهل و فساد خواهند بود.

و اگر در زمان بعضى از خلفا اين مقرّرات درست رعايت نمى‌شده و افرادى را به ظلم و ستم برده و بنده مى‌ساختند، مربوط به اسلام نيست، زيرا بحث ما درباره قوانين اسلامى و آثار اجتماعى آن است.

تمام اشتباه مخالفين ما در همين جاست كه مجوز جنگ را در اسلام چيزى شبيه آنچه در ميان دول متخاصم از اغراض سياسى و اقتصادى است، دانسته‌اند. در حالى كه اين طور نيست و جنگ در اسلام بر اساس و پايه ديگرى استوارست كه با توجّه به آن، افراد مغلوب و اسير، اشخاص صالح و درست و صحيح العملى نخواهند بود!

دوّم- موضوع مهم و قابل توجّه اين‌جاست كه بر خلاف آن‌چه بعضى خيال مى‌كنند، حكم بردگى درباره اسيران جنگى‌ يك حكم اجبارى نيست‌، بلكه اين موضوع بسته به صلاحديد پيشواى مسلمان‌هاست. زيرا پس از آن‌كه جنگ خاتمه پيدا كرد سربازان موظّفند تمام اسيران را تحت الحفظ به نزد پيشواى اسلام بياورند (هيچ‌كس حق كشتن آنها را ندارد!) او يكى از سه موضوع را، با در نظر گرفتن مصالح و شرايط زمان و مكان، درباره آنها اجرا مى‌كند.