اسلام و آزادى بردگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - نظريه اسلام درباره بردهها!

بنده خود نشود، بتواند طبق آن با شرايط مناسبى او را آزاد سازد، مثلًا در فقه اسلامى دو نوع آزاد كردن مشروط، به نام «تدبير» و «مكاتبه‌» ديده مى‌شود كه احكام مفصّلى دارد.

«تدبير» عبارت از اين است كه آقا؛ بنده خود را مشروط به وفات خود آزاد مى‌كند و پس از مرگ او بلافاصله آزاد مى‌گردد و «مكاتبه‌» عبارت از اين است كه او را مشروط به پرداختن مبلغى (كه معمولًا از قيمت او كمتر خواهد بود يا مساوى) آزاد مى‌نمايد، قابل توجّه اين‌كه اگر بنده از پرداختن مبلغ مزبور عاجز شود بايد حاكم اسلام او را از بيت المال از سهم زكات آزاد كند.

اين مقرّرات همه حاكى از علاقه شديد قانون‌گذار و شارع مقدّس اسلام به آزادى برده‌هاست.

***

از طرف ديگر، در كتب فقه اسلامى‌ [١] موارد بسيار زيادى ديده مى‌شود كه بنده‌ها، خود به خود يا به الزام و اجبار از طرف آقا، آزاد مى‌گردند:

اوّل: آزادى خود به خود: در موارد زير بنده خود به خود آزاد مى‌شود.

١- اگر كسى قسمتى از بنده خود را آزاد كند، به بقيّه سرايت كرده و تمام آن آزاد مى‌شود، اين موضوع مى‌رساند كه آزادى بنده‌ها به بهانه‌هاى كوچكى در اسلام صورت مى‌گيرد!

٢- اگر مردى مالك پدر، يا مادر، يا اجداد، يا فرزندان، يا عمو و عمه، يا دايى و خاله، يا برادر و خواهر، يا برادرزاده و خواهرزاده خود شد، بلافاصله آزاد مى‌شوند.

٣- هر گاه بنده‌اى، نابينا شود يا زمين گير گردد حق مالكيّت آقا از وى سلب مى‌گردد، و احتياجات او بايد از بيت المال تأمين شود.

٤- هر گاه بنده‌اى قبل از آقاى خود در دارالحرب، اسلام اختيار كند آزاد مى‌شود.

٥- هر گاه مولى گوش و بينى بنده خود را قطع كند؛ فوراً آزاد مى‌گردد.

٦- هر گاه مولى و آقا از كنيز خود صاحب فرزند شود، حق فروش از او سلب مى‌گردد و بايد او را نگاه دارد تا از سهم ارث فرزند خود آزاد شود. بديهى است اين موضوع وسيله آزادى عدّه زيادى از بردگان را فراهم مى‌سازد.

٧- اگر يكى از پدر و مادر آزاد باشد و ديگرى برده فرزند آنها حتماً آزاد خواهد بود.

دوّم: آزاد كردن اجبارى: در موارد زيادى مسلمان مكلّف است بنده‌هايى را آزاد كند كه «نذر» و «كفّاره روزه‌» و «كفّاره قتل‌» را به عنوان نمونه مى‌توان نام برد.

با در نظر گرفتن اين برنامه وسيع و توجّه و اهتمام زيادى كه قوانين اسلام به اين موضوع داده، وسيله آزادى تدريجى برده‌هاى موجود و در نتيجه آزادى نسل آينده و فرزندان آنها؛ به خوبى فراهم مى‌گردد.

***

اين‌كه بعضى مى‌گويند: چرا اسلام طبق يك فرمان عمومى و قطعى حكم به آزادى تمام بنده‌ها نكرد، يك‌


[١]. مراجعه شود به كتاب نفيس جواهر، كتاب عتق، جلد پنجم.