اسلام و آزادى بردگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - بخش دوّم ارمغان بزرگ!
برابر واقعيّات و حقايق عالم هستى و جهان وجود، تسليم باشد، حقيقت دين و حقيقت ايمان را خواهد داشت.
ميل دارم اين جمله را كمى بيشتر توضيح دهم خواهش مىكنم اين قسمت را با دقّت توجّه كنيد:
دين يعنى تسليم از نظر جان و از نظر جسم در برابر واقعيّات حقايق عالم آفرينش، براى اينكه معلوم بشود چرا مادين را اين طور تفسير مىكنيم بايد به ريشه اين مطلب بازگرديم و آن اينكه:
قوانين آسمانى كه از طرف خداوند عالم براى بشر بوسيله پيامبر در اديان و مذاهب آمده، و با گذشت زمان تكامل يافته است در واقع مكمل قوانين آفرينش است، يعنى قوانين مذهبى و دينى از جهان هستى و آفرينش جدا نيست، و آنچه در جهان آفرينش است، بوسيله قوانين تشريعى انبيا و پيغمبران خدا تكامل و پرورش يافته است؛ و انبيا آمدهاند تا با تعليمات خود، و با برنامه خود، و با كوششهاى خود، قوانين عالم آفرينش را درباره بشر به ثمر برسانند.
در اينجا اجازه مىخواهم يك مثال ساده ذكر كنم و با اين مثال مطلب را روشنتر سازم.
يكى از حقايق عالم هستى انسان است، در وجود اين انسان انواع غرايز و اميال و انگيزههاى مخصوص جسمى و روحى هست، يكى از غرايز، مثلًا غريزه جنسى است، يعنى خدا از نظر آفرينش اين غريزه را در وجود انسان و حيوان براى ادامه نسل و بصورت خودكار آفريده است.
حالا ببينيم نقش مذهب درباره غريزه جنسى چيست؟
آيا مذهب ممكن است بيايد با غريزه جنسى مبارزه كند و مانند دستگاه كليسا و روحانيت مسيحى امروز بگويد بايد با غريزه جنسى مبارزه كرد؟
و يا بگويد غريزه جنسى نشانه شيطان است و نماينده شيطان در وجود انسان!
همانطور كه كشيشهاى كاتوليك ازدواج را براى خود ممنوع مىدانند و عملًا با غريزه جنسى مبارزه مىكنند و مىگويند يك روحانى در صورتى مىتواند يك روحانى كامل باشد كه گرد غريزه جنسى نگردد!
آيا مذهب به صورت واقعى مىتواند اين مطلب را انجام بدهد؟
البتّه نه، براى اينكه قوانين مذهبى آمده است تا قوانين فطرت و دستگاه آفرينش را در وجود انسان تكميل كند.
اگر ديديم دستگاهى با يك غريزه وجود انسان به طور دربست مبارزه كرد بايد بدانيم اين ساخته مغز بشر بوده و اين قانون آسمانى نيست، دستگاه خدا و قسمتهاى مختلف آن با هم تضاد پيدا نمىكند.
هم آفرينش مال خداست، و هم مذهب و قانون مذهبى مال خداست و دو دستگاه مربوط به خدا هرگز با هم تضاد پيدا نمىكند- لذا در برنامههاى اسلامى، مىبينيم هرگز دستور داده نشده با غريزه جنسى به طور دربست مبارزه كنند، بلكه همانطور كه يكى از سنن عالم آفرينش قانون جنسى و غريزه جنسى در وجود انسان است پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم مىگويد: «النكاح سنتى ...»:
«يكى از قوانين من همان مسأله ازدواج است» منتها از انحراف اين غريزه جلوگيرى مىكند، از به هدر رفتن