اسلام و آزادى بردگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩ - ١- برده يعنى چه؟

مى‌زنند كه تمام آن‌ها بسته شده‌اند» بعداً پيشگويى جالبى كرده و مى‌گويد: «ما به طرف حادثه و فاجعه‌اى پيش مى‌رويم كه در تاريخ دنيا بى‌نظير است‌»! ... راستى چه فاجعه‌اى براى انگلستان عظيم‌تر از نهضت استقلال‌طلبى هندوستان و بيرون راندن آن امپراطورى عظيم از هند بود؟

اين مرد انگليسى در جاى ديگر مى‌گويد: «از جمله امور وحشتناك يكى اين است كه ايالات شمال غربى مجبور شده بودند غلات خود را به خارج بفرستند در حالى كه ٠٠٠/ ٣٠٠ نفر از آنها در ظرف چند ماه از گرسنگى تلف شدند.

در سال‌هاى ١٨٨٧ تنها در ايالت «مدرس‌» طبق گزارش‌هاى رسمى ٠٠٠/ ٩٣٥ نفر از اهالى تلف شدند! قابل توجه اين‌كه «هيندمان» آمار مزبور را در يكى از مجله‌هاى معتبر آن زمان انتشار داد و مورد هيچ‌گونه انتقادى قرار نگرفت!

آيا بردگى دست‌جمعى‌ مفهومى جز اين دارد و آيا در دوران سياه بردگى، كارى بيشتر از اين انجام مى‌دادند؟

خوبست قضاوت درباره اين دو دوران را از زبان خود آنها بشنويد، مستشرق مزبور در يكى از سخنانش صريحاً مى‌گويد «انگليسى‌ها كارى بر سر اهالى هندوستان آوردند كه هزاران درجه بدتر از غلامى بود»!

***

يك فصل سياه ديگر از دوران بردگى دست جمعى و استعمار كه حتى مستشرقين اروپايى آن را يكى از غم‌انگيزترين صفحات تاريخ خود دانسته‌اند، طرز رفتار اروپاييان با كشور «چين‌» بود يكى از آنها پس از شرح جنايات هولناك استعمارگران در چين مى‌گويد: «شايد روزى بيايد كه نسل آينده ما كيفر اين اعمال شقاوت كارانه خود را به بدترين وضعى دريابند و چينى‌ها از آنها انتقام بگيرند»!

راستى چقدر اين پيش بينى صحيح از آب درآمد و كشور عظيم چين با يك جنبش و انقلاب كمونيستى به صفوف دشمنان دول اشغالگر پيوستند.

***

يك فصل ديگر، روابط ملت‌هاى متمدن با بوميان امريكا و اقيانوسيه پس از كشف آنها بود، همين قدر بس است كه دكتر «گوستاولوبون» مى‌نويسد، «بوميان وحشى آمريكا و اقيانوسيه براى اقوام متمدن و تربيت شده اروپا مانند «خرگوشى» هستند براى يك نفر شكارچى! همانطور كه مى‌بينيم امروز همه آنها بر باد رفته‌اند».

***

معامله‌اى كه دولت «فرانسه‌» (پيشواى آزادى و تمدن و سرسلسله جنبش‌هاى آزادى خواهى) با مستعمرات خود در شمال آفريقا مخصوصاً مردم مسلمان «الجزاير» كرد، يك نمونه كامل بردگى توأم با قساوت بود اين موضوع به اندازه‌اى روشن است كه احتياجى به شرح و توضيح ندارد و از همه بدتر سكوت دنياى متمدن در مقابل اين جنايات، به بهانه اين‌كه «مسأله الجزاير، يك مسأله داخلى براى فرانسه محسوب مى‌شود»، بود.