فرهنگ نامه ادب

فرهنگ نامه ادب - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١١

نوعى انحراف روانى است و كسانى كه گرفتار اين انحراف هستند ، به تعبير قرآن «زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَــلِهِمْ ؛ [١] كردارهاى زشت شان در ديده آنان زيبا جلوه مى نمايد» .

ج ـ تربيت

كلمه ادب ، در نصوص اسلامى ، گاه در مطلق تربيت به كار رفته است و آن ، هنگامى است كه با صفتِ خوب و يا بد توصيف مى گردد ، مانند : با حسن سياست و تدبير است كه ادب نيكو پديد مى آيد . [٢] بنده مؤمن ، پيوسته براى افراد خانواده اش دانش و ادبِ نيكو به ارث مى نهد تا آن كه همه آنها را وارد بهشت مى سازد .. . و بنده گنهكار ، پيوسته براى خانواده اش ادب و تربيت بد به ارث مى نهد تا آن كه سرانجام ، همه آنان را به دوزخ مى فرستد . [٣] بديهى است كه ادب به معناى ارزشىِ آن ، نيازى به وصف «صالح» ندارد و نيز نمى توان آن را با «سىّ ء» توصيف نمود. بنا بر اين ، در اين گونه موارد ، بايد به معناى مطلق تربيت باشد؛ بلكه شايد در پاره اى از موارد كه كلمه ادب ، مطلق ذكر شده نيز به همين معنا باشد و صفتِ «صالح» از آن رو حذف شده باشد كه معلوم است و حذف آن جايز . در تعريف ادب گفته شده كه : ادب ـ آن گونه كه از معناى آن به دست مى آيد ـ عبارت است از هيأت نيكويى كه سزاوار است عمل و فعل مشروع ، بر طبق آن صورت گيرد ؛ يا در دين ، و يا به نزد خردمندان در جامعه ، مانند آداب دعا


[١] . توبه : آيه ٣٧ .[٢] . ر . ك : ص ٦٥ ح ٢٠٨ .[٣] . ر . ك : ص ٤٠ ح ٩٣ .