فرهنگ نامه ادب

فرهنگ نامه ادب - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ١٠

را به صورت واجب يا راجح ، از انسان خواسته است . برخى از احاديث ، به اين معنا اشاره دارند ، مانند : من تربيت شده خدا هستم و على ، تربيت شده من است . [١] خداوند ، پيامبرش را بر محبّت خويش پَروَرْد . [٢] مؤمن ، به آداب خدا رفتار مى كند . [٣] پس ارزش هاى الهى ، در گفتار و كردار پيشوايان اسلام و رهروان آنها تبلور مى يابند . در اين جا توجّه به دو نكته ، ضرورى است : نكته اول ، اين كه ارزش هاى عقلى و شرعى ، در ريشه يابى و تحليل دقيق ، به يك نقطه مى رسند . از امام على عليه السلام نقل شده است :

.عقل ، شريعت درونى است ، و شريعت ، عقل برون . [٤]

بى ترديد ، اگر عقل بتواند حقايق را آن گونه كه هستند درك كند ، به همان نقطه مى رسد كه دين رسيده است ، و بر همين اساس گفته شده است كه : «هر آنچه عقل بدان حكم كند ، شريعت نيز بدان حكم مى كند ، و هر آنچه شريعت بدان حكم كند ، عقل هم بدان حكم مى كند» [٥] . با اين نگاه ، آداب عقلى و شرعى ، در واقع يكى هستند . نكته دوم ، اين كه آداب اجتماعىِ نامشروع ، در واقع ارزش ادبى ندارند؛ زيرا همان طور كه اشاره شد ، اگر ارزش ادبى داشتند ، شريعت با آنها مخالفت نمى كرد؛ بلكه زيبا جلوه كردنِ اين گونه آداب ، در حقيقت


[١] . ر. ك : ص ٢٢ ح ١٦ .[٢] . ر. ك : ص ٢٢ ح ١٧ .[٣] . ر. ك : ص ٢٣ ح ١٩ .[٤] . ر . ك : مجمع البحرين : ج ٢ ص ١٢٤٩ .[٥] . البته اين يك نظر است . براى تفصيل مسأله ، بنگريد به كتاب هاى اصولى ، مبحث قاعده ملازمه ميان حكم عقل و شرع .