فرهنگ نامه ادب - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥
١١١.امام على عليه السلام ـ در يكى از خطبه هايش ـ بار خدايا! من مى دانم كه دانش [و معرفت ]به كلى [ از ميان مردم] رخت برنمى بندد ، و ريشه هايش قطع نمى شود ، و مى دانم كه تو زمينت را از حجّت خويش بر بندگانت ـ خواه حجّتى آشكار كه از او فرمان برده نمى شود و يا بيمناك و ناشناخته ـ تُهى نمى گردانى تا حجّت هايت باطل نگردد ، و دوستانت پس از آن كه هدايتشان كردى ، گمراه نشوند . اما اينان كجايند و چَندند؟ اينان شمارشان كمترين است؛ اما در نزد خداوندِ بلندْنام ارجمندترين اند . پيرو رهبران دين اند؛ همان پيشوايانِ هدايتگر . متأدّب به آداب ايشان هستند و راه آنان را مى پويند . اين جاست كه دانش [و معرفت ]ايشان را به حقيقت ايمان راه مى برَد ، و در نتيجه ، جان هايشان نداى پيشوايان دانش را لبّيك مى گويد ، و از احاديث و سخنان ايشان ، آنچه را كه بر ديگران سخت و دشوار مى آيد ، نرم و آسان مى يابند ... . [١]
١١٢.امام على عليه السلام ـ در خطبه اى بر منبر كوفه بار خدايا! تو را حتما حجتّ هايى در روى زمينت هست ، حجّتى پس از حجّتى بر خلقت ، كه مردم را به دينت رهنمون شوند و علم [و معرفتِ] تو را به آنان بياموزند تا مبادا پيروان اولياى تو پراكنده شوند . آن حجّت ، يا آشكار است اما فرمانش برده نمى شود ، و يا پنهان است و انتظارِ [ظهورِ ]او را مى كشند . اگر اين حجّت ها ، در حال صلح ، تنشان از مردم پنهان باشد ، دانش ديرين و منتشر آنان ، از ايشان پنهان نيست ، و آدابشان در دل هاى مؤمنان ، پابرجاست و طبق آن عمل مى كنند. [٢]
[١] . الكافى : ج ١ ص ٣٣٥ ح ٣ . نيز ، ر . ك : تحف العقول: ص ١٧٠ ، كفاية الأثر: ص ١٦٣ .[٢] . الكافى : ج ١ ص ٣٣٩ ح ١٣ ، الغيبة ، نعمانى : ص ١٣٧ ح ٢ ، كمال الدين: ص ٣٠٢ ح ١١ .