فرهنگ نامه ادب - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣
٦١.إرشاد القلوب : كتاب هايش [كه به پيامبرى از پيامبرانش داده است ]مى فرمايد : «بنده من! آيا اين از ادب است كه با من مناجات كنى و به چپ و راست خويش بنگرى ، در حالى كه وقتى بنده اى مانند خودت با تو سخن مى گويد ، به او توجّه مى كنى و مرا وامى گذارى؟! تو اين را از اَدَبت مى بينى كه هر گاه با يكى از برادرانت سخن مى گويى ، به غير او توجّه نمى كنى و اين ادب را در حقّ او روا مى دارى و در حقّ من نمى دارى؟! چه بد بنده اى است آن بنده اى كه چنين باشد». [١]
٦٢.بحار الأنوار ـ به نقل از نوف بكالى ـ : امير مؤمنان ـ صلوات اللّه عليه ـ را ديدم كه شتابان مى رود . عرض كردم : كجا مى روى ، مولاى من؟ فرمود : «رهايم كن اى نوف! آرزوهايم مرا به سوى محبوب مى كشانَد». عرض كردم : مولاى من! آرزوهاى تو چيست؟ فرمود : «آن كس كه مورد آرزوست ، خود ، آنها را مى داند و نيازى نيست به غير او بگويم . بنده را همين ادب بس كه در نعمت هايش و نيازش ، غير پروردگارش را شريك نگردانَد» . [٢]
٦٣.تاريخ دمشق ـ به نقل از احمد بن يحيى كوفى ـ : امام باقر عليه السلامفرمود : «دو مرد ، هرگز در ارجمندى و ديندارى برابر نيستند و همواره برترينِ آن دو نزد خداوند ، باادب ترينِ آن دو است» . گفتم : فدايت شوم! برترىِ او را در نزد مردم و در انجمن ها و مجالس دانستم ؛ اما برترىِ او در نزد خداوند عز و جل به چيست؟
[١] . إرشاد القلوب: ص ١٦٠.[٢] . بحار الأنوار : ج ٩٤ ص ٩٤ ح ١٢ .