فرهنگ نامه ادب - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤
اوج و نهايت ادب ، آن است كه انسان از خويشتن حيا كند . [١] اين سخن آن امام بزرگ نيز اشاره به همين نوع ادبْ مدارى است : ما اگر به بهشتى هم اميد نداشته باشيم و از آتشى نترسيم ، و پاداش و كيفرى هم در ميان نباشد ، باز مى سزد كه براى كسب خصلت هاى والاى انسانى بكوشيم ؛ چرا كه اينها راه هاى رستگارى را نشان مى دهند . [٢]
سه . نقش ادب در زندگىِ انسان
از نگاه احاديث اسلامى ، ادب ، آثار و بركات فراوانى براى زندگى انسان دارد : ادب ، سرمايه شكوفايىِ عقل ، زيور جان و زبان ، زينت حسَب و نسَب ، و عامل رشد همه فضايل اخلاقى در انسان است . [٣] كسى كه خود را به زيور ادب بيارايد ، زشتى هاى نسَب او پنهان مى ماند و كمتر گرفتار كارهاى ناشايسته مى شود و در يك جمله ، با ادب ، در زندگى سعادتمند ، و بى ادب ، شقاوتمند است . و به تعبير زيباى امير سخن : اگر ادب نبود ، انسان چيزى جز حيوانى افسار گسيخته نبود. [٤] بر اين پايه ، انسان در زندگى بيش از هر چيز ، به ادب نياز دارد . به گفته امام على عليه السلام :
.مردم ، به ادبِ نيكو نيازمندترند تا به سيم و زر . [٥]
و از اين رو ، پيشوايان اسلام با بيان هاى گوناگون ، پيروان اين آيين را به فراگيرىِ ادب برانگيخته اند و از ترك آن بر حذر داشته اند تا آن جا كه
[١] . ر . ك : ص ٢٨ ح ٣٩ .[٢] . تاريخ دمشق : ج ٦٩ ص ٢٠٢ ح ١٣٧٥٠ .[٣] . ر. ك : ص ٤٧ (آثار ادب) .[٤] . ر. ك : ص ٣١ ح ٥٦ .[٥] . ر. ك : ص ٢٩ ح ٤٣ .