آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٩٦ - ٤ اهمالكارى
مسامحه مى كنند. اين خلق و خوىِ به تأخير انداختن كارها ، براى مؤمن و كافر ، يك صفت بد قلمداد مى گردد. البته از آن جا كه انسان مؤمن اگر عادت كرد كه كارهايش را به موقع انجام ندهد، رفته رفته، اين ويژگى براى او ملكه شده ، به مسائل دينى او نيز سرايت مى كند و موجب مى گردد كه وظايف دينى خود را به موقع انجام ندهد، از اين جهت ، قبح اين ويژگى براى او بيشتر است . اين كه مى بينيم سفارش شده كه با اين ويژگى مبارزه شود، بدين دليل است كه اگر انسان در امور دنيوى ، سهل انگارى كند ، به تسامح در امور اخروى نيز كشانده مى شود. امام باقر عليه السلام مى فرمايد: إنّي لَأَبغِضُ الرَّجُلَ ـ أو أُبغِضُ لِلرَّجُلِ ـ أن يَكونَ كَسلاناً عَن أمرِ دُنياهُ ، وَمَن كَسِلَ عَن أمرِ دُنياهُ فَهوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أكسَلُ . [١] من نفرت دارم از شخصى كه در كار دنيايش تنبل باشد. هر كه در كار دنيايش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل تر است. نتيجه اين سستى و تنبلى در امور دنيوى و اخروى ، سوختن در آتش حسرت است. التَّواني في الدُّنيا إضاعَةٌ وَفي الآخِرَةِ حَسرَةٌ . [٢] نتيجه سستى در دنيا از دست دادن و زيان است و در آخرت ، حسرت . دومين مرحله تسويف (اهمالكارى) ، سهل انگارى در انجام دادن وظايف و واجبات است . اين سهل انگارى ، بر اساس تقسيمات سه گانه واجبات، به سه قسم تقسيم مى گردد:
[١] الكافى ، ج ٥ ، ص ٨٥ ، ح ٤ .[٢] غرر الحكم ، ح ١٧٦٠ .