آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٩٤ - ٤ اهمالكارى
آنچه از عمر تو باقى مانده است را درياب و مگو: فردا و پس فردا؛ زيرا پيشينيان تو ، به سبب تكيه كردن به آرزوها و امروز و فردا كردن ، هلاك شدند؛ چرا كه فرمان مرگ ، ناگهان اين غافلان را در رسيد. امام باقر عليه السلام نيز فرموده است: إيّاكَ والتَّسويفَ فَإِنَّهُ بَحرٌ يَغرَقُ فيهِ الهَلكى . [١] زنهار از افكندن كار امروز به فردا؛ زيرا اين كار ، دريايى است كه مردمان در آن ، غرق و نابود مى شوند. اهمالكارى ، به هر نحوى كه باشد، رفتارى نامطلوب و نكوهيده است كه به تدريج ، در وجود انسان به صورت عادت در مى آيد. پيامدهاى تأخير در كار، براى خود شخص نيز رنج آور است و احساسى كه از اين تأخير در او ايجاد مى شود، علاوه بر زيان هاى پيش بينى شده و نشده، شرمسارى و بيزارى از خويشتن را نيز در بر دارد. از نظر آمارى، اين عادت ، در بيشتر مردم رايج است و كسانى كه دچار اين بيمارى نباشند ، بسيار نادرند . عادت به تعويق انداختن كار در انسان، نظير بسيارى از عادت هاى ديگر همچون پرخورى و سيگار كشيدن، جنبه فراگير دارد و مردم با اين كه از زيان آنها آگاه هستند، با اين وجود، از كنار آن بى توجّه مى گذرند. ما عادت داريم براى خطاهاى خود (از جمله تأخير در كارها) ، به عذر و بهانه و منطقى جلوه دادن آن روى آوريم، در نتيجه ، با اين كار خود، به تجديد و تقويت آنها كمك مى كنيم. وقتى براى به تعويق انداختن كارهايتان ، عذر و بهانه مى آوريد، در حقيقت ، آن را امرى موجّه جلوه مى دهيد و نتايج آن را از ياد مى بريد.
[١] رفتارى است فراگير كه بين افراد جامعه ، در سطوح Procrastination[٢] روان شناسى اهمالكارى ، ص ٢٠٩ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٧٥ ، ح ٣ .[٤] همان ، ج ٧٣ ، ص ٧٥ ، ح ٣٩ .[٥] همان ، ج ٧٨ ، ص ١٦٤ ، ح ١ .[٦] روان شناسى اهمالكارى، ص ٢٢[٧] غرر الحكم ، ح ٤٤٧١ .[٨] غرر الحكم ، ح ٣٩٦٨ .[٩] نهج البلاغة ، حكمت ٢٣٩ .[١٠] الكافى ، ج ٥ ، ص ٨٥ ، ح ٤ .[١١] غرر الحكم ، ح ١٧٦٠ .[١٢] ره توشه، ج ١ ، ص ٤٤ ـ ٤٥ .[١٣] تفسير العيّاشى ، ج ١ ، ص ٧٢ ، ح ١٤٤ .[١٤] الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ١٦٠ ، ح ١٠٥٨ .[١٥] نهج البلاغة ، حكمت ٤٢٩ .[١٦] نهج البلاغة ، نامه ٣١ .[١٧] نهج البلاغة ، ص ٥٠٣ ، ح ١٩٢ .