آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٨٨ - ٣ دنيادوستى
كشش غريزه ها و هوس ها و جلوه ها رهايى بخشيد؟ اين ، آرزويى بيش نيست . هيچ گاه انسانِ گرفتار در غُل و زنجيرى را كه اسير هفتاد نفر است ، نمى توان با يك كلمه «بيا برويم» نجات داد. براى رهايى چنين فردى، بايد در او عشقى آفريد كه از تمام غريزه ها نيرومندتر باشد و بايد به او نيرويى داد كه بتواند تمام زنجيرها را با خود بردارد و تا زمانى كه اين عشق و نيروى بزرگ در انسان ، ايجاد نشود و پا نگيرد ، براى انسان ، حركتى نخواهد بود و از بند اسارت ها رهايى نخواهد يافت. قرآن كريم مى گويد: «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ . [١] آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، شديدتر است» . آنها كه به سوى حق گرويده اند و به سوى خدا آمده اند ، از عشق و از محبّت شديدترى نسبت به حق برخوردارند. ما از محبوب هاى خود ، به خاطر محبوب ترى ديگر ، چشم مى پوشيم و خوب را فداى خوب تر مى كنيم و آنچه با اهميت تر است را انتخاب مى كنيم. عشق شديدتر و دوستى خدا ، ما را از اسارت غريزه ها و خوددوستى و دنيادوستى ، آزاد مى كند. ابراهيم خليل ، با آن كه پسرش اسماعيل را خيلى دوست دارد ، امّا در راه حق و به خاطر خدا ، او را قربانى مى كند. امّا چگونه مى توان اين عشق را در نهاد انسان برافروخت؟ و چگونه مى توان او را از محبّت خدا سرشار كرد؟ جواب اين سؤال ، بسيار ساده است. ما چه وقت عاشق خانه و ماشين و ثروت و قدرت مى شويم؟ هنگامى كه آن را مى شناسيم و ارزش واقعى آن را درمى يابيم، همان وقت ، به سوى او مى شتابيم.
[١] به عنوان نمونه ، به اين آيه نگاه كنيد : «إِنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضُواْ بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا كه منشأ وَ اطْمَأَنُّواْ بِهَا وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ ءَايَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَـلـءِكَ مَأْوَلـهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ؛ كسانى كه اميدى ندارند به لقاى ما، و دل بسته اند به زندگى دنيا، و آرامش يافته اند به آن ، در حالى كه از آيات ما غافل اند ، ايشان جايگاهشان آتش است ؛ به سبب آنچه كه عمل مى كردند» . در اين آيه، از آنان كه در دنيا زندگى مى كنند، مى خورند و مى آشامند و تمتّع مى جويند ، مذمت نشده ؛ بلكه از آنان كه به دنيا دل خوش كرده اند و بدان آرامش يافته اند و در مقابل آخرتش برگزيده اند، به آن چسبيده اند، به چيز ديگرى تمايل ندارند، در كنار آن كمبودى احساس نمى كنند، مذمت شده است و نيز نگاه كنيد به اين آيه: «مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الْأَخِرَةَ ؛ بعضى از شما دنيا را مى جويد و بعضى از شما آخرت را مى جويد» . ريشه و اساس صلاح و فساد انسان ، در همين كلمه «يريد» است و نيز آيه: «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْأَخِرَةَ ؛ [شما] كالاى دنيا را دنبال مى كنيد و خداوند ، آخرت را [براى شما] مى خواهد» . منظور ، اين است كه اراده شما اصالتا به دنيا وابسته است و گرنه ، اراده تبعى دنيا نه تنها اشكالى ندارد و با اراده آخرت ، در تعارض نيست ، بلكه لازم و ضرورى نيز هست و دنيا از {*} آن نكوهش شده ، همين محبّت و دلبستگى به دنياستبدون آن نمى توان به مقصد و هدف اخروى رسيد.[٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٥ .[٣] منتخب ميزان الحكمه با ترجمه فارسى ، ص ٢٠٣ .[٤] نهج البلاغة ، خطبه ٣٥ .[٥] شرح چهل حديث، ص ١٢٥ .[٦] عن أبى جعفر عليه السلام قال: ما ذئبان ضاريان في غنم ليس لها راع، هذا فى أولها وهذا فى آخرها بأسرع فيها من حب المال و الشرف فى دين المؤمن (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٥، ح {*} حبّ شرف و حبّ دنيا كه دين مؤمن را از او مى گيرد».٢ و ٣).[٧] اشاره است به حديث شريف امام صادق عليه السلام كه فرمود: كسى كه صبح كند و شام كند و ، آرزو و حرصت روزافزون مى گردد ، غم و حسرت بر تو چيره حال اين كه دنيا بزرگترين همّ و غم او باشد، خدا فقر را بين دو چشمش قرار مى دهد؛ و كار او را درهم مى كند و برخوردار نمى گردد از دنيا مگر آنچه براى او قسمت شده نمى گيرداست (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٩) .[٨] شرح چهل حديث، ص ١٢٨ .[٩] من كانت الدنيا همّته اشتدت حسرته عند فراقها (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٢٠) .[١٠] الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٢٠ ، ح ١٧ .[١١] امام كاظم عليه السلام : مثل الدنيا مثل ماء البحر فلمّا شرب منه العطشان ازداد عطشا حتى يقتله وى براى رفع اين عطش (يعنى رسيدن مى شود تا سرانجام او را مى كشد.(تحف العقول ، ص ٣٩٦) .[١٢] امام صادق عليه السلام : سرمنشأ هر گناهى، دنيا دوستى است (منتخب ميزان الحكمة با ترجمه به خاطر همين ، در روز قيامت ، جايگاهش آتش هر گناهى مى شود ؛فارسى، ص ٢٠٣).[١٣] سوره نازعات ، آيه ٣٧ـ٣٩ .[١٤] منتخب ميزان الحكمة با ترجمه فارسى ، ص ٢٠٣ .[١٥] سوره بقره ، آيه ١٦٥ .[١٦] براى توضيحات بيشتر ر.ك: اخلاق در قرآن ، ج ١ ، ص ٣٧٠ـ٣٧٧ .