آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٨٦ - ٣ دنيادوستى
دنيادوستى، خرد را تباه مى كند و دل را از شنيدن حكمت ، ناشنوا مى سازد و موجب عذابى دردناك مى شود. كسى كه از خردى سالم ، بى بهره مى شود ، از درك امور ، عاجز شده و نمى تواند عاقلانه تصميم بگيرد ؛ لذا فرصت ها و سرمايه هاى خود را به سادگى از دست خواهد داد. همچنين ، كسى كه از شنيدن حكمت ناشنوا شد ، از نصيحت حكيمان ، طرفى نمى بندد . چنانچه در حديثى از امام على عليه السلام آمده است: إنَّ مَعصيَةَ النّاصِحِ الشَّفيقِ العالِمِ المُجَرَّبِ تُورِثُ الحَسرَةَ. [١] نافرمانى از دستور نصحيت كننده مهربانِ دانا و باتجربه، مايه حسرت و سرگردانى است. امام خمينى (ره) در كتاب شرح چهل حديث خود مى گويد: و از مفاسد بزرگ حبّ دنيا آن است كه انسان را از رياضات شرعيه و عبادات و مناسك باز دارد، و جنبه طبيعت را قوت دهد و تعصّى نمايد طبيعت از اطاعت روح، و انقياد آن را نكند و عزم انسانى را سست كند و اراده را ضعيف نمايد... و بدان اى عزيز كه عزم و اراده قويّه ، در آن عالم ، خيلى لازم است و كاركن است. ميزان يكى از مراتب بهشت، كه از بهترين بهشت هاست، اراده و عزم است كه انسان ، تا داراى اراده نافذ و عزم قوى نباشد ، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود . [٢] آرى! حبّ دنيا تا آن جا پيش مى رود كه حتّى دين فرد را نيز از او مى گيرد؛ چنانچه در رواياتى آمده است كه: «دو گرگ اگر در گلّه بى شبان رها شوند، يكى از آنها در اوّل گلّه و يكى در آخرش، زودتر ، آنها را هلاك نمى كنند از [٣] هر چه به اين دنيا ، به نظر عظمت و محبّت نگاه كنى و قلبت علاقه مند به آن شود ، به حسب مراتب محبّت، نيازهايت زياد مى شوند ، فقر در باطن و ظاهر تو نمايان مى گردد ، امورت آشفته و درهم مى شوند ، قلبت متزلزل و غمناك و خائف مى شود، امورت بر وفق دلخواه انجام [٤] مى شوند و يأس و حيرت در دلت جايگزين مى گردد. [٥] چنانچه على عليه السلام نيز به بعضى از اين معانى اشاره فرموده است : هر كس بيشتر به دنيا درآويزد، به هنگام جدايى از آن ، افسوس او بيشتر خواهد بود. [٦] امام صادق عليه السلام نيز مى فرمايد : مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنيا تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ هَمِّ لا يَفنى وأمَلٍ لا يُدرَك وَرجاءٍ لا يُنالُ . [٧] هر كه به دنيا دل بندد ، به سه چيز ، دل بسته است: اندوه بى پايان و آرزوى دست نيافتنى و اميد نارسيدنى.
[١] نهج البلاغة ، خطبه ٣٥ .[٢] شرح چهل حديث، ص ١٢٥ .[٣] عن أبى جعفر عليه السلام قال: ما ذئبان ضاريان في غنم ليس لها راع، هذا فى أولها وهذا فى آخرها بأسرع فيها من حب المال و الشرف فى دين المؤمن (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٥، ح {*} حبّ شرف و حبّ دنيا كه دين مؤمن را از او مى گيرد».٢ و ٣).[٤] اشاره است به حديث شريف امام صادق عليه السلام كه فرمود: كسى كه صبح كند و شام كند و ، آرزو و حرصت روزافزون مى گردد ، غم و حسرت بر تو چيره حال اين كه دنيا بزرگترين همّ و غم او باشد، خدا فقر را بين دو چشمش قرار مى دهد؛ و كار او را درهم مى كند و برخوردار نمى گردد از دنيا مگر آنچه براى او قسمت شده نمى گيرداست (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٩) .[٥] شرح چهل حديث، ص ١٢٨ .[٦] من كانت الدنيا همّته اشتدت حسرته عند فراقها (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٢٠) .[٧] الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٢٠ ، ح ١٧ .