مناسك حج - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧ - شرط چهارم استطاعت
مسأله ٣٦ . هرگاه رفتن به حج از راه هاى عادى هزينه كمترى دارد ولى فعلاً مقدور نيست و از راه هاى ديگر هزينه بالاترى دارد، در صورت توانايى، بايد راه دوم را انتخاب كند، مگر اين كه نوعى اجحاف و خسارت غير قابل تحمّل براى او باشد. و يا حاكم شرع رفتن از اين راه ها را براى مصالح مردم تحريم كند.
مسأله ٣٧ . هرگاه فردى ملكى دارد كه زائد بر مؤونه زندگى است، بايد آن را بفروشد و به حج برود، و هرگاه شرايط به گونه اى است كه آن را به قيمت كمتر از معمول مى خرند، بايد بفروشد و به حج برود، مگر اين كه تفاوت قيمت به قدرى زياد باشد كه عرفاً تحمّل آن براى او حرجى به شمار آيد.
مسأله ٣٨ . هرگاه فردى، كتابخانه ارزشمندى دارد كه از آن استفاده نمى كند و اگر بفروشد با پول آن مى تواند هزينه حج خود را تأمين كند، چنين فردى مستطيع است، و بايد به حج برود.
مسأله ٣٩ . اگر در استطاعت مالى خود شك كند، در صورتى كه احراز استطاعت آسان باشد بايد در اين مورد تحقيق كند تا وضع خود را روشن سازد.
مسأله ٤٠ . كسى كه توانايى مالى براى رفتن به حج ندارد، ولى فردى اعلام آمادگى مى كند كه در طول مدت حجّ، هزينه سفر او و هزينه زندگى خانواده اش را بپردازد.هرگاه چنين فردى مورد وثوق باشد، و از قول خود برنگردد، چنين فردى بايد به حج برود و به آن «حج بذلى» مى گويند و در اين مورد لازم نيست كه پس از برگشتن، تمكن مالى بر اداره امور زندگى خود داشته باشد. تنها شرط اين است كه پذيرفتن چنين حجى پس از بازگشت، مايه گسستن رشته زندگى او نگردد.