مناسك حج - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥ - شرط چهارم استطاعت
مسأله ٢٥. اگر كسى پس از استقرار حج بر او، ديوانه شد، اگر اميد زوال بود ولىّ او وظيفه اى نسبت به او ندارد و چنانچه مأيوس بودند، ولىّ او مى تواند از اموالش براى او حج نيابى بگيرد يا اين كار را به اميد برطرف شدن عذرتا هنگام مرگ تاخير اندازند.
شرط سوم: حريّت
مسأله ٢٦. بر بنده و كنيز حج واجب نيست، ولى پس از آزادى اگر مستطيع شدند حكم آن ها مانند ديگران است.
شرط چهارم: استطاعت
استطاعت به معنى توانايى انجام حج است و شاخه هايى دارد كه عبارتند از: توانايى مالى و بدنى، باز بودن راه و امن بودن آن و نيز داشتن فرصت كافى براى رسيدن به انجام اعمال حج.
مسأله ٢٧ . يكى از شاخه هاى استطاعت اين است كه ضروريات و نيازمندى هاى زندگى را در حدّ شأن خود داشته باشد، مانند خانه مسكونى، و وسيله نقليه و... و مسلّماً شؤون افراد و محيط زندگى در تعيين حدود ضروريات، مؤثر است .
مسأله ٢٨ . كسى كه امكان مالى براى حج دارد، ولى ازدواج نكرده و به آن نيازمند است، براى او ازدواج مقدّم بر حجّ است، خواه زندگى بدون ازدواج براى او سخت باشد يا نباشد.
مسأله ٢٩ . هرگاه ، تمام شرايط استطاعت، را داشته باشد، و فقط از نظر