احكام بانوان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٣
مسأله ٤١٩. اگر زنى مدتى است كه به عقد دائم فردى درآمده كه به علّت ناتوانى جسمى قادر به نزديكى نبوده و هنوز زن باكره است در صورتى كه اين زن به عيب شوهر رضايت نداده باشد، حقّ فسخ دارد. و چنانچه حكم را نمى دانسته و فسخ نكرده و آماده تمكين بوده، حقّ نفقه دارد. و در صورت جدا شدن با فسخ، زن حقّ نصف مهر را دارد.
مسأله ٤٢٠.اگر فردى از لحاظ جنسى در حالت عادى موفّق به عمل نزديكى نباشد، ولى با استفاده از داروهاى موجود، كه توسّط پزشكان مورد تأييد و تجويز است، قادر به اين كار باشد، بيمارى مذكور «عَنَنْ» محسوب نمى شود، و موجب فسخ نكاح نمى باشد.
مسأله ٤٢١. زنى پس از سالها ازدواج بچه دار نشده است، دكتر تشخيص داده كه عيب از مرد مى باشد، اكنون زن مى گويد: «شوهرم فاقد بيضه است». و بدين جهت بچه دار نشده است، در صورتى كه زن آگاهى بر اين امر نداشته، مى تواند فسخ كند; مگر اين كه بعد از آگاه شدن راضى شده و با او زندگى كرده باشد.
مسأله ٤٢٢. تمام مواردى كه مرد يا زن اظهار صفاتى كنند كه موجب كمال باشد و يا حتى موجب كمال نباشد، ولى رضايت طرف مقابل به خاطر وجود آن صفات باشد «مثلاً گويد تاكنون ازدواج نكرده ام و فرزندى ندارم» و طرف ديگر با اين شرط آماده ازدواج با او شود، و بعداً كشف خلاف گردد، در تمام اين موارد در صورتى كه به صورت شرط ضمنى در عقد ذكر شود يا عقد مبنى بر آن باشد طرفى كه اغفال شده