احكام بانوان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥
صورت نيز اجازه پدر و جدّ پدرى در ازدواج جديد لازم نيست.
مسأله ٣٨٤. دختر باكره اى كه به سن بلوغ رسيده و رشيده است بدون اذن پدر، جايز نيست، خود را به عقد موقّت مردى درآورد.
مسأله ٣٨٥. شخصى مايل به ازدواج با دخترى است كه خودش او را پسنديده، امّا والدينش فرد ديگرى را در نظر دارند، اگر بتواند موافقت آنها را جلب كند، در غير اين صورت رعايت نظر آنها لازم نيست گر چه اين امر موجب ناراحتى آنها شود.
مسأله ٣٨٦. در نكاح موقّت باكره بالغه رشيده اگر بنابر دخول نباشد، يا دختر عدم دخول را شرط نمايد، باز اذن ولى شرط است .
مسأله ٣٨٧. اگر مرد مقلّد مرجعى باشد كه معتقد است:«ازدواج موقّت دختر باكره بدون اجازه پدرش جايز است». ولى دختر مقلّد كسى است كه مى گويد: «احتياط واجب كسب اجازه پدر است» دختر بنابر احتياط واجب نمى تواند بدون اجازه پدر ازدواج كند.
مسأله ٣٨٨. دختر باكره اى كه پدر و جدّ پدرى ندارد، به هنگام ازدواج احتياط اين است كه از بعضى بزرگترهاى فاميل اجازه بگيرد; مخصوصاً برادر بزرگتر.
مسأله ٣٨٩. در صورتى كه پدر يا جدّ پدرى غايب باشد، و دختر باكره احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه ولى ساقط مى شود. معناى «احتياج داشتن به شوهر» اين است كه به سنّى رسيده كه هرگاه شوهر نكند به زحمت يا خطر مى افتد.