احکام آراستگی ظاهری - رکنی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - فتاوا
را در مقابل دشمن درون و برون (نفس و شيطان) حفظ مىكند و آراستگى معنوى براى او به ارمغان مىآورد. بديهى است آراستگى و پاكى معنوى، بسى برتر از آراستگى و زينت ظاهرى است.
تاريخ نشان مىدهد انسان همواره لباس مىپوشيده و اين نعمت الهى از ابتداى خلقت به همراهش بوده است.[١] قرآن كريم نيز اظهار مىدارد كه حضرت آدم و حوا، آنگاه كه در بهشت بودند، لباس بر تن داشتند.
(يَا بَنِي آدَمَ لَايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا). (اعراف: ٢٧)
اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد.
از نكات قابل تعميق در اين آيه، آنكه اولين فريب كارى شيطان و نيز اولين همراهى انسان با شيطان، مقارن بود با از تن در آمدن لباس و عريانى انسان و از بهشت رانده شدن او! پس پوشش و به تن كردن لباس، با سكونت در بهشت و روحيه تقوا و اطاعت از فرامين الهى سازگارى دارد و در مقابل، عريانى اعضا و اندامهاى بدن، با نافرمانى خداوند و خروج از بهشت. از اين رو معلم غيبى از ماوراء فطرت انسان به او الهام كرده است تا خود را بپوشاند.
از طرف ديگر انسان موجودى است اجتماعى و در ارتباط با انسانهاى ديگر. پس ناچار است در ظاهر به گونهاى خود را بنماياند كه موجب كراهت و حسادت، كينهتوزى و يا انگشتنمايى ديگران نشود. لذا شوق به آراستگى، پاكى، نظافت و زينت علاوه بر زمينههاى فطرى، زمينههاى عُقلائى در قلمرو اجتماع دارد. هر چه انسان اجتماعىتر شود اين زمينه نيز پر رنگتر خواهد گشت.
[١]. تفسِیر نمونه، ج ٦، ص ١٣٤.