احکام آراستگی ظاهری - رکنی، محمد تقی - الصفحة ١٨ - ٢-١ محاسن و شارب
و آنها را گمراه مىكنم، و به آرزوها سرگرم مىسازم، و به آنان دستور مىدهم كه (اعمال خرافى انجامدهند، و) گوش چهار پايان را بشكافند، و آفرينش (پاك) خدايى را تغيير دهند، (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند) و هر كس شيطان را به جاى خدا، ولى خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است.
با توجه به احاديثى كه از معصومين ٧ در خصوص پرهيز از تراش ريش به ما رسيده است و از جمله حديث ذيل، مىتوان گفت اين عمل مصداق تغيير آفرينش خدايى از نوع مذموم آن مىباشد: رسول اللّه ٦ مىفرمايند:
اِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحاهُمْ وَ وَفَّروا شَوارِبَهُمْ، وَ انّا نَحْنُ نَجُزُّ الشَوارِبَ وَ نُعفى اللِّحْىَ، وَهِىَ الْفِطْرَةُ.[١]
مجوسيان ريشهاى خود را مىزدند و سبيلهاى خود را انبوه مىگذاشتند و ما (مسلمانان) سبيلها را مىزنيم و محاسن را بلند مىگذاريم و اين روش با خلقت و فطرت مطابق است.
امام صادق ٧ فلسفۀ رويش مو در صورت مردان و علت عدم آن در صورت زنان، به شكل قانع كنندهاى براى يكى از شاگردان خود به نام مُفَضَّل بيان مىكند. ايشان ريش را علت مرد بودن و موجب عزت مردان معرفى كرده و آن را عاملى براى عدم تشبه مرد به كودك و به زن، مىداند. در مقابل علت نروييدن مو در صورت زن را براى زيبايى، درخشندگى و طراوت مىداند تا اين صفات باعث ميل مردان به همسرانشان بشود. در غير اينصورت مردان كراهت پيدا مىكنند به نزد زنانشان روند كه نتيجه آن انقراض نسل و هدم سلسلۀ بشرى خواهد بود.[٢]
[١] . بحار الانوار، ج ٧٣، ص ١١٢
[٢] . توحيد مفضّل، ترجمه محمدباقر مجلسى، ص ٥٥ و ٥٦