تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج1) - عبادی، احمد مختار - الصفحة ١١١
تجملّات پرداخت و پيكها و رسولان را خلعت بخشيد و آنان را در لباس پوشيدن آزاد گذاشت و نامهها و يادداشتهايى به آنان تقديم داشت و آنها به همراه لشكريان به حركت درآمدند.» «١» سپس آمر خليف تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج١) ١١٦ ج - دوران فائز بنصر الله(٥٤٩ - ٥٥٤ ه)
ص : ١١٤ ه، سوار گشته و رهسپار باب الفتوح شد و در جايگاه استقرار يافت و اميرحسام الملك را به حضور پذيرفت و لباس فاخر و زربافت به وى اهداء كرد و گردن بند وكمربندى از طلا بدو پوشاند و مأمون بطائحى وزير، اموال و گنجههاى لباس را به اميرحسام الملك تقديم كرد و آنگاه خليفه آهنگ مسجد مقس نمود و در جايگاه ويژه قرارگرفت و با به حضور پذيرفتن فرمانده ناوگان، وى را خلعت بخشيد و ناوگانها پر از نيرو وتداركات به سوى درياى نمك به حركت درآمدند.
به نظر مىرسد اين ناوگان دوّم در نبرد دريايى كه در نزديكى سواحل شام به وقو ع پيوست با ناوگان بندقىها درگير شد و اين برخورد به شكست ناوگان مصر انجاميد وبندقىها توانستند به چند فروند از كشتيهاى آنان دست يابند و باقيمانده شناورهاى مصر ناگزير به بازگشت به مصر شدند. «٢» امّا طولى نكشيد كه ناوگان اصلى مصر در شعبان سال ٥١٧ هجرى، پيروز مندانه و با سلامتى كامل دريا نوردان موجود در آن بازگشت و دو فروند كشتى جنگى و يك فروند كشتى بزرگ چند طبقه را به غنيمت گرفته بودند و گروهى ازمردان و زنان را به اسارت خويش درآورده بودند و طبق معمول، خليفه جهت باز گشت ناوگان، مراسم جشنى برگزار كرد و لشكريان در حال ايستاده و با اسلحه صف كشيدند و خليفه به فرماندهان ارتش و فرماندهناوگان و ساير رؤسا خلعت بخشيد. «٣» ب- دوران ظافر بامراللّه (٥٤٤- ٥٤٩ ه)
اين دوران، برههاى از سرگردانى را به دنبال داشت، كه در پى كشته شدن آمر