تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج1) - عبادی، احمد مختار - الصفحة ١٢١
ابراهيم تازى، رئيس مركز صنعتى اسكندريه، خود مغربى بود كه در مبارزه با صليبىهابه دلاورى و شجاعت مشهور گشت، نويرى پس از بيان شجاعت و دلاورى او چنين مىگويد:
«فرنگيان را كسى جز مغربىها مغلوب نمىكند زيرا آنها با فرنگيان درشبه جزيره اسپانيا برخورد داشتهاند، طريقه جنگ با آنان و ضربه زدن به آنها از راه خشكى و دريا را مىدانند، اگر عدّه زيادى از مغربىها با تأمين مخارج و كشتيهاى مجهّز به نيرو و موادّ غذايى در اسكندريه وجود داشتند، مىتوانستند جزيرههاى بسيارى را تخريب كنند و فرنگيان ساكن يك جزيره نيز با آنها همكارى كردند.» «١» دريانوردان، در دوران فاطميان و بعد از آن دوران، در كشتيهاى ناوگان به راندن كشتيها به وسيله پارو و يا برافراشتن بادبان كشتيها وتنظيم فرمان آنها و يا مراقبت از دريا اشتغال داشتند، برخى از آنها با پارو كشتى مىراندند و بادبانها را بر چوبهاى بادبان باز مىكردند و به نگهبانى مىپرداختند و گروهى ازآنان با كمك نفت آتش زامىجنگيدند و به آتش بارى و يا پرتاب آتش با ارّابه جنگى و منجنيق معروف بودندو دستهاى از آنها تيرانداز بودند و با انداختن چنگك مىجنگيدند و سنگ اندازها با فلاخن ومنجنيق و كمند نبرد مىكردند. «٢» ٢- يگانهاى دريايى (جنگى و بازرگانى) در زمان فاطميان مقريزى شناورهاى مصرى را به دونوع تقسيم كرده است:
١- شناورهاى جنگى: اين كشتيها ويژه حمله به دشمن ساخته شده بود و با حمل سلاح وادوات جنگى و نيرو از بندر اسكندريه، دمياط، تنيس و فرما در مصر، و از بندر طرابلس، صيدا و صور در شام، براى نبرد بامخالفان و دشمنان دولت روم شرقى