نهضت انتظار(2) سطح(1) - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٢
اميد براى امت من رحمت است و اگر اميد نبود، مادر فرزند خود را شير نمىداد و كسى درختى نمىكاشت. «١» اگر اميد نبود، خداجويان در طول تاريخ- كه هميشه در اقليت بودهاند- مىبايست بارها در زير چكمههاى مستكبران و ملحدان عالم نابود مىشدند؛ ولى على رغم كثرت دشمنان و خشونت فرعونها و نمرودها، آنان به «منتهى الرّجايا» (نهايت اميدها) دل بستند و تسليم باطل و باطل گرايان نشدند و بر حق و حقيقت پاى فشردند.
گرماى جانبخش اميد است كه انديشمندان فراوانى را بر آن داشته تا به طراحى و ترسيم حكومتى فضيلت پرور بپردازند و جامعه بشرى را بدان بشارت دهند. افلاطون، نقشه «اتوپيا» را تهيه كرد، ابونصر فارابى تابلوى «مدينه فاضله» را ترسيم كرد و قاموس مور، «بهشت زمين» را نويد داد. «٢» يأس، مقدمه هزيمت يأس يعنى هزيمت و قبول شكست. گفتهاند: كمتر كسى از خود شكست، شكست خورده است؛ بيشتر، قبول شكست است كه به شكست مىانجامد. شكست دو نوع است: يكى در مقام ثبوت يعنى شكست خود به خود و نفس الامرى از جانب دشمن؛ دوم، در مقام اثبات و قبول و پذيرفتن شكست، «٣» هر چند در واقع هنوز شكست نخورده باشد. قرآن كريم مؤمنان را از يأس كشنده پرهيز مىدهد و يأس را شايسته كفار مىداند كه هيچ تكيه گاه استوارى ندارند و مىفرمايد:
وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ. «٤» و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مىشوند.