نهضت انتظار(2) سطح(1)

نهضت انتظار(2) سطح(1) - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٣٥

تبيين مصاديق بارز اصلاح چون توحيد و خداپرستى و افساد دينى و اجتماعى از قبيل پرهيز از گرانفروشى، نيرنگ، دروغ، فساد و تباهى در زمين و ... در سخنان پيامبران، نشان از جامعه توحيدى و عدالت گسترى دارد كه پيامبران همه در پى ايجاد آن بودند.
٢- در پى پيامبران، امامان معصوم به عنوان وصى و جانشين آنان، اهداف و رسالت الهى را دنبال كردند و پرچم اصلاحات را به دست گرفتند. اميرمؤمنان (ع) حركت‌هاى اصلاحى خود در عرصه دين و اجتماع را اين چنين بيان مى‌كند:
خدايا تو مى‌دانى كه جنگ و درگيرى ما براى به دست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود؛ بلكه مى‌خواستيم نشانه‌هاى حق و دين تو را به جايگاه خويش باز گردانيم، و در سرزمين‌هاى تو اصلاح را ظاهر كنيم، تا بندگان ستمديده‌ات در أمن و أمان زندگى كنند، و قوانين و مقررات فراموش شده تو بار ديگر اجراء گردد. «١» و نيز درباره حركت اصلاحى حضرت مهدى (عج) مى‌فرمايد:
او [حضرت مهدى (عج)] خواسته‌ها و هواهاى نفسانى را تابع هدايت و حق مى‌كند، آنگاه كه مردم هدايت را تحت الشعاع و تابع هوس‌هاى خود قرار دهند و هنگامى كه به نام تفسير، نظريه‌هاى گوناگون خود را بر قرآن تحميل مى‌كنند، او نظريه‌ها و انديشه‌ها را تابع قرآن مى‌سازد. «٢» امام كاظم (ع) اصلاح‌طلبى را شيوه و رسالت همه امامان و شيعيان آنان معرفى مى‌كند و مى‌فرمايد:
حق را اهلى است و باطل را اهلى، پس اهل حق ... به سوى خدا دست به دعا برمى‌دارند كه امت را به وسيله ما اصلاح كند، و خدا ما را همچون رحمتى براى پشتيبان ناتوانان و توده‌هاى مردم بر انگيزد، اى عبداللَّه [اى پسر بكير] اينان خود شيعيان مايند، و از مايند، و حزب مايند و اهل ولايت ما. «٣»