نهضت انتظار(2) سطح(1) - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٤
در انتظار مصلحى عدالت گستر، مهربان و ظلم ستيز به عنوان ذخيره الهى «١» نشستن، نور اميد در دل شيعه، منتظر مىتاباند و دهليزهاى قلبش را نورانى مىكند و به او انرژى و تحرك مىبخشد و او را از سستى و بى رمقى مىرهاند و چون گرماى خورشيد، يخهاى يأس و نا اميد را ذوب مىكند.
شيعه بر اميدى روشن و حيات بخش، با عنوان خجسته «انتظار موعود» دل بسته است؛ اميدى كه بر شناخت او از خدا، جهان و انسان استوار است، نه آن كه بر «جبر تاريخ» تكيه زده باشد، جبر تاريخى كه قوس نزولى تاريخ را بعد از تسلط طبقه حاكم و زورمند به نفع تودههاى مردم تحميل مىكند. «٢» شيعه با ديناميسم انتظار تكليف گرايانه در مسيرى روشن و هدفمند حركت مىكند و در آن كشتى مسير را مىپيمايد كه سكاندارش امام معصوم است. در صلوات شعبانيه مىخوانيم:
آنان كشتى نجات مردمانند در درياهاى طوفانى. هر كس بر آن كشتى در آيد، از خطر مىرهد و هر كس در نيايد، غرق مىشود. «٣» در روايتى نغز به نقطه اوج انتظار مقدس چنين اشاره شده است:
مَنْ عَرَفَ هذَا الْأَمْرِ فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ لِانْتِظارِهِ. «٤» هر كس اين امر (انتظار فرج) را باز شناسد، براى او به همين انتظارش فرج حاصل مىشود. [يعنى به مقصد و مقصود رسيده است.] ماهيت انتظار