نهضت انتظار(2) سطح(1) - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢٥
١- علم به اسماء الهى: يكى از ملاكهاى مقام خليفة اللهى، علم خليفه به اسماء و ظرفيت فهم علمى او و تحمل علم به آن اسماء بود. فرشتگان اين تحمل و ظرفيت را نداشتند:
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ. «١» سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مىگوييد، اسامى اينها را به من خبر دهيد!» مراد از اسماء در اين آيه لغت و زبان نيست كه انسانها براى تفهيم مقاصدشان به كار مىبرند؛ بلكه مراد حقايق، اسرار و فلسفه آفرينش و كيفيات و خواص آنها از عاقل و غير عاقل است تا آدم بتواند از مواهب مادى و معنوى جهان در مسير تكامل خويش بهره گيرد. «٢» از امام صادق (ع) درباره معناى اسماء در آيه پرسيدند. فرمود:
منظور زمينها، كوهها، درهها و بستر رودخانهها و خلاصه تمامى موجودات است. «٣» و در روايت ديگر فرمود:
مراد حجتهاى خدا بر خلق بود كه در آن روز ارواحى بيش نبودند. آنگاه حجّتها را از نظر ملائكه پنهان كرد و آنان را واداشت تا با محبت آن حجتهاى الهى، او را عبادت كنند. «٤» فراگيرى حقيقت اين اسماء فقط براى آدم ممكن بود نه فرشتگان. آنان به اقتضاى آفرينششان استعداد و ظرفيت آموختن اين همه علوم و اسرار را نداشتند. پس از آنكه آدم آن اسماء را به آنان عرضه داشت، پذيرفتند كه آنان براى خليفة اللهى آفريده نشدهاند. «٥» ٢- كامل و جامع بودن موجود كامل مظهر تام خداوند عليم و قدير است و عالم به علم الهى و مقتدر به