جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١١٣ - ٢-٢-٥-عوامل و علل شايعهپراكنى
به حق يا ناحق يكى از دو طرف دعوىٰ از طرف ديگر عصبانى شده،در صورتى كه ايمان و تقوا و وجدان مانع نگردد حس انتقامجويى وادارش مىنمايد تا با حربه شايعه،جوّ نامساعدى عليه آن شخص يا اشخاص مورد نظر بهوجود آورد و بدين وسيله،آتش خشم و غضب خود را فرو نشاند و روح ناآرام خود را تسكين دهد.گاهى اوقات بدىها و زشتىها و عيوب او را هرچند كوچك،بزرگ نموده و با نسبت بيجا،شايعاتى را در مورد آن شخص نشر مىدهد تا وى را كوچك و خوار نمايد.
٢.استهزا و خنده: يكى ديگر از انگيزههاى شايعهپراكنى،استهزا و كوچك شمردن شخصيتها و مردم مىباشد.پوشاندن مكارم اخلاقى،فضيلت و تقوا و خلاصه تمامى خصايص پسنديده يك شخص،تحت پوشش لطيفههاى فضاحتبار كه توسط شايعهپراكنان مزدور انجام مىگيرد نقش اساسى در پايين آوردن شخصيت آنها دارد.خداوند تبارك و تعالىٰ مسألۀ استهزا را به شدت محكوم كرده و استهزاكنندگان را از ظالمين قلمداد نموده است. [١]
٣.سوءظن و بدگمانى: داشتن عقيده نادرست نسبت به مؤمن،بدون علم و يقين و فقط به اتكاى حدس و گمان را سوءظن گويند و آن يك حالت روانى است كه به انسان،بدگمانى مىدهد و در حيطۀ قضاوت و انديشۀ شخص بدبين،به شخصيت،پاكى،تقوا و احترام افراد و نهادها لطمه وارد مىآورد.
اين افراد از بين محاسن و جلوههاى نيك و روشن مردم،فقط انگشت به نقطه مبهم و تاريك آنان مىگذارند و از كاه كوهى مىسازند و منتشر مىسازند. [٢]
بدبين و بدگمان به علت اين كه نمىتواند اعمال ديگران را خالى از غرض و آلودگى تصور نمايد،همواره در يك رنج روحى و درد روانى به سر مىبرد
[١]
[٢]