جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٢٠ - ٥-٢-٥-ابعاد شايعه
١-افراد به عنوان هدف يا آماج شايعه: «گاهى شايعهپراكنان،شخصيت افرادى را زير سئوال مىبرند كه در ايفاى نقش مسؤوليتهاى اجتماعى، بيش از ديگران صلاحيت و لياقت خود را ابراز نمودهاند.براى اين منظور، سعى مىشود كه انواع تهمتهاى بىپايه را بر اينگونه افراد وارد آورند و شخص مزبور را زير رگبار شايعات قرار دهند و يا كوچكترين نقطه ضعفى را پيدا نموده و با توجه به مسائل روانى كه مردم نسبت به آن حساس هستند، بزرگ كرده و آن را به صورت موج تبليغاتى وسيع به وسيلۀ مزدوران و عوام نادان پخش كنند تا بدين وسيله،آنان را ترور شخصيت كنند و به كنج عزلت و نسيان بسپارند.آنگاه به ديگرى بپردازند.» [١]
در انقلاب اسلامى ايران نيز چنين اتفاقى را شاهد هستيم؛شهادت استاد مطهرى،مغز متفكر و استوار انقلاب اسلامى،هنگامى صورت گرفت كه هنوز دشمن دست به جنگ روانى به عنوان يك حربه قوى نزده بود.با ترور استاد،افكار و انديشهها و آثار شهيد مطهرى كه تا زمان حياتش تقريباً ناشناخته بود،انعكاس و انتشار وسيعى پيدا كرد و دشمنان به اهداف خود نرسيدند.در مرحله دوم،دنبال راهى بودند كه به اشتباه اول نينجامد.از اين رو،پس از بررسى،دست به اسلحهاى بردند كه بسيار خطرناكتر از ترور بود و آن شايعهپراكنى و تبليغات مسموم دربارۀ شخصيتهاى مسلمان و ارزنده انقلاب اسلامى بود.در اين مرحله،شهيد مظلوم بهشتى اولين هدف رگبار تهمتها و شايعات قرار گرفت.تهمتهايى از قبيل:وابستگى به رژيم شاه،اتهام كاخنشينى و...و بدتر از همه،تهمت انحصارطلبى به
[١]