جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٢٠٥ - ٢-٧-هماهنگى اقدامات نظامى و غير نظامى
فرمان من،آنها مرگ را براى شما به ارمغان خواهند آورد.شما آثار ناپالم ما را بر همرزمان خود ديدهايد.شما سنگرهاى خود را ديدهايد كه بعد از هر بمباران و گلولهباران،از اجساد سوخته،پارهپاره و سياهشدۀ دوستانتان انباشته شده است.شما رفقاى خود را ديدهايد كه در اثر مواد سوختى پخش شده،لباس و بدنشان آتش گرفته است.شما به دنبال بمبارانهاى ما،اندام جدا شدۀ رفقاى خود را ديدهايد.ما آنقدر هواپيما و توپخانه داريم كه[كثرت آنها]شما را ديوانه مىكند.حتى اگر هم به طور مستقيم،مورد هدف قرار نگيريد،گوشها و بينى شما دچار خونريزى مىشود.مقطوعالنسل مىشويد و مغزتان از كار مىافتد.آيا مايليد اين بلاها بر سر شما نازل شود؟ البته كه نمىخواهيد! شما آرزومنديد بدون آسيب جسمى و روانى به خانههايتان برگرديد.نيل بدين مقصود آسان است،به شرط آن كه به سرعت عمل كنيد.دستان خود را بالاى سر ببريد و در يك مسير باز به طرف نيروهاى سازمان ملل حركت كنيد.اگر از دستورات ما اطاعت كنيد،هيچ آسيبى نخواهيد ديد.ما برخورد خوب با شما را تضمين مىكنيم.بيماران و مجروحان خود را براى مداوا به نزد ما بياوريد.همين حالا اقدام كنيد.شما پنج دقيقه فرصت داريد تا به طرف ما حركت كنيد.پنج دقيقه،پيش از آن كه به توپخانه و هواپيماها فرمان آتش بدهم پنج دقيقه،پنج دقيقه،...شما كاملاً در امان من هستيد.به دستورات افسران و فرماندهى نيروهاى مسلح كرۀ شمالى گوش ندهيد.آنها خود را به خوبى پنهان كردهاند و در اعماق سنگرها خزيدهاند و از خطوط مقدم نبرد دور هستند.آنها نگران كشته شدن شما نيستند و در مواضع امنى نشستهاند كه آتش و گلوله تهديدشان نمىكند.چرا آنها به جبهه نمىآيند و در كنار شما نمىجنگند؟ ما هيچيك از افسران و فرماندهان شما را در ميان اجساد و مجروحان نديدهايم اما