حديث نور
(١)
پيشگفتار
٩ ص
(٢)
نقش حوزه علميه قمدر زمان غيبت امام زمان
١٣ ص
(٣)
وظايف روحانيوندر قبال تهاجم فرهنگى
١٩ ص
(٤)
امتحان الهى
٢٥ ص
(٥)
شكر نعمتهاى الهى
٢٧ ص
(٦)
ضرورت بيان معارف اسلامى در تبليغات
٢٩ ص
(٧)
نظام حكومتى اسلام
٣٣ ص
(٨)
موقعيت خطير دانشگاه
٣٥ ص
(٩)
وظايف روحانيون
٣٩ ص
(١٠)
اوضاع عراق
٤١ ص
(١١)
انتخابات مجلس شوراى اسلامى
٤٣ ص
(١٢)
توصيههايى به قضات
٤٩ ص
(١٣)
ضرورت توجه روحانيون به امر قضاوت
٥١ ص
(١٤)
افتتاح مجلس شوراى اسلامى
٥٣ ص
(١٥)
دعا جهت ظهور حضرت مهدى عليه السلام
٥٩ ص
(١٦)
تذكراتى به نمايندگانمجلس شوراى اسلامى
٦١ ص
(١٧)
ضرورت تبليغ روحانيون
٦٥ ص
(١٨)
مصادره اموال
٦٧ ص
(١٩)
جنگ تحميلى
٦٩ ص
(٢٠)
كمك به آوارگان جنگ تحميلى
٧٣ ص
(٢١)
مصرف نذورات و موقوفات، جهت جبهههاى جنگ
٧٥ ص
(٢٢)
اهميت عزادارى
٧٧ ص
(٢٣)
خطر گروههاى كمونيستى
٨٣ ص
(٢٤)
تقويت جبهههاى جنگ
٨٩ ص
(٢٥)
صدا و سيما
٩٣ ص
(٢٦)
لزوم حضور روحانيون در ميان مردم
٩٧ ص
(٢٧)
اهداف تشكيل جمهورى اسلامى ايران
٩٩ ص
(٢٨)
ماه مبارك رمضان
١٠٣ ص
(٢٩)
اعزام روحانيون به جبهههاى جنگ
١٠٥ ص
(٣٠)
دعا جهت پيروزى رزمندگان اسلام
١٠٦ ص
(٣١)
عمل ام داود
١٠٧ ص
(٣٢)
ضرورت تبليغ در مناطق محروم
١٠٩ ص
(٣٣)
ضرورت وجود علما و روحانيوندر تمام مناطق كشور
١١٣ ص
(٣٤)
اهميت برپايى مجالس روضهخوانى
١١٧ ص
(٣٥)
دشمنان داخلى جمهورى اسلامى
١١٩ ص
(٣٦)
شيوه تبليغ
١٢١ ص
(٣٧)
ضرورت توجه به امر تبليغ
١٢٣ ص
(٣٨)
پايدارى روحانيون در تبليغ
١٢٧ ص

حديث نور - ستاد برگزارى مراسم سالگرد حضرت آيتاللّه العظمى گلپايگانى - الصفحة ٣٧ - موقعيت خطير دانشگاه

بايد تذكّر داد كه نبايد به اين مسائل بى‌اعتنايى كرد، نبايد آنها بگويند ما مسبوق نبوديم، كاملا تفتيش كنند و تا كسى مسلمان نباشد، نبايد رياست آموزش و پرورش و فرهنگ و استادى دانشگاه را به او بدهند، بايد خيلى‌خيلى مواظب باشند.

زمان طاغوت اگر يك اشاره‌اى مى‌شد- گاهى از اوقات عوض مى‌كردند- وقتى مى‌فهميدند علما فهميده‌اند و به آنها حمله كرده‌اند، او را عوض مى‌كردند امّا حالا ديگر كار سخت است، اگر خداى نخواسته بخواهند بگويند ما خودمان عامل هستيم و فهميده و رأى ما اينست كه اين شخص باشد اگر واقعا اين طور باشد كه خودشان طالب اين موارد باشند، ديگر مصيبت خيلى زياد است.

ان شاء اللّه اميدوار هستيم به اين معنا ملتفت باشند و قطعا اين طور نيست كه آنها بگويند ما مسلمان نيستيم، آنها ادّعا مى‌كنند ما مسلمانيم و لذا بايد جدّيّت كنند و ما تحرير مى‌كنيم، اگر ترتيب اثرى به حرف ما دادند، كه دادند وگرنه به صورت ديگرى اقدام مى‌شود.

اميدواريم بعد از اينكه رئيس جمهورى معيّن شد و علما و روحانيون ناظر بر كار آنها شدند، بعضى از احكام خدا اجرا گردد و برنامه اسلام [به‌] جريان بيفتد.

از كارهاى مهم، مسأله قضاوت است، كه در اين پنجاه سال گذشته نه من مى‌توانم كسى را معرّفى كنم نه شما، كه بتوانيم بگوييم قضاوت او در بين مسلمانان، مطابق شرع و مذهب اثنى عشرى بوده است، من كه نمى‌توانم يك قاضى را معرّفى كنم كه قضاوت او بر مبناى شرع بوده و واجد شرايط بوده است. هنوز هم مى‌دانيد تا به حال جمهورى اسلامى كارها را مطابق شرع قرار نداده، و لذا نظر من اين شد كه چون يكى از امور مهم مملكت قضاوت است، بحثى در اين مورد داشته باشيم تا ان شاء اللّه بشود آقايانى را كه واجد شرايط باشند- در شهرستانها و استانها- قاضى قرار بدهند، البته نمى‌توانيم همين‌