الگوى شايستگى و فرزانگى
(١)
متن پيام تسليت مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى
١ ص
(٢)
مقدمه
٢ ص
(٣)
1 - خواستگاه خانوادگى و پناهگاه طلبگى
٣ ص
(٤)
2 - اراده پولادين براى شناخت دين و آئين
٥ ص
(٥)
3 - همگام با امام همراه با مردم
٦ ص
(٦)
4 - فرزانگى و نويسندگى
٧ ص
(٧)
5 - ويژگيهاى و ديدگاهها
٩ ص
(٨)
1 - 5 - اخلاص -
٩ ص
(٩)
2 - 5 - تقوا از نگاه آقا -
١٠ ص
(١٠)
3 - 5 - ولايت فقيه -
١٠ ص
(١١)
4 - 5 - سختگيرى فقط براى خود -
١١ ص
(١٢)
الف عبادت ج
١١ ص
(١٣)
ب راديو و تلويزيون ج
١٢ ص
(١٤)
6 - ج رياضت
١٢ ص
(١٥)
7 - سفارش به طلاب جوان
١٣ ص
(١٦)
8 - جمع اضداد
١٤ ص
(١٧)
9 - روش تربيتى
١٦ ص
(١٨)
10 - بى توقعى از همگان
١٦ ص
(١٩)
11 - عفو و گذشت
١٧ ص
(٢٠)
12 - مثبت گرائى و پرهيز از منفى گرائى
١٧ ص
(٢١)
13 - حضور در جبهه هاى نور
١٧ ص
(٢٢)
14 - درخشش اخلاق؛ مانع جلوه علمى
١٨ ص
(٢٣)
15 - فعاليتهاى اجتماعى
١٨ ص
(٢٤)
1 - آيت الله احمدى در مسجد عبداللهى واقع در سه راه بازار قم نماز جماعت اقامه مىفرمودند
٢٤ ص
(٢٥)
2 - تأسيس جامعه ناصحين
٢٤ ص
(٢٦)
3 - صندوق ذخيره علوى
٢٥ ص
(٢٧)
4 - مؤسسه خيريه الزهراء
٢٥ ص
(٢٨)
16 - شهادت در بستر
٢٦ ص
(٢٩)
وصيتنامه حضرت آيتالله احمدى ميانجى
٢٨ ص

الگوى شايستگى و فرزانگى - احمدى ميانجى، على - الصفحة ٤ - ١ - خواستگاه خانوادگى و پناهگاه طلبگى

همنوع و احترام را لازم مى ديد و در رفع حوائج مردم كوشش مى كرد ..." خاستگاه خانوادگى حضرت آية الله احمدى همانا پناهگاه طلبگى او نيز بود؛ زيرا ايشان خود مى نويسند:

" مقدمات و كتابهاى فارسى (فارسى ابتدايى قديم، نصاب الصبيان، گلستان، منشأت اميرنظام، ابواب الجنان، تاريخ نادر) را پيش مرحوم پدرم خواندم. غريب ٢٠٠ بيت از نصاب را حفظ نموده بودم. در فارسى كاملًا مسلط شده بودم ..." آيت الله احمدى ميانجى از ابتدا با درد و رنج مأنوس بود و هرگز مأيوس نشد.

ايشان جريان بيمارى خويش را در ابتداى طلبگى اينگونه مى نگارند:

" در اين مدت يك دفعه مريض شدم و مرض منشأش مجهول بود فقط تب من بسيار سخت بود پدرم، از مسافرت آمد و حال مرا خطرى ديد فوراً پولى قرض نمود و مرا در بغل خود تقريباً دو فرسخ در ميان كوهها، در راههاى سربالا و سرپائين از راه عجمى تا صومعه سفلى كه كناره جاده تبريز بود؛ با تحمل رنج و مشقت فراوان روى دستانش مى برد ...

رسيديم تبريز، از ماشين پياده شديم، ولى پدرم در شهر غريب با داشتن مريض خطرى و با نداشتن وسايل چه كند! ...

فردا دكترها همگى رأى دادند كه بايد عمل شود و قرار شد كه در همان مسافرخانه بيايند و آماده كنند ...

آمدند شاگردهاى دكترها ضد عفونى كردند و آماده نمودند. و دكترها آمدند و همه حتى پدرم را از اتاق بيرون نمودند و عمل كردند، چون بيهوش نكرده بودند همه چيز و حتى صداى قيچى جراحى كه پوست را پاره مى‌كرد مى شنيدم!"