الگوى شايستگى و فرزانگى
(١)
متن پيام تسليت مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى
١ ص
(٢)
مقدمه
٢ ص
(٣)
1 - خواستگاه خانوادگى و پناهگاه طلبگى
٣ ص
(٤)
2 - اراده پولادين براى شناخت دين و آئين
٥ ص
(٥)
3 - همگام با امام همراه با مردم
٦ ص
(٦)
4 - فرزانگى و نويسندگى
٧ ص
(٧)
5 - ويژگيهاى و ديدگاهها
٩ ص
(٨)
1 - 5 - اخلاص -
٩ ص
(٩)
2 - 5 - تقوا از نگاه آقا -
١٠ ص
(١٠)
3 - 5 - ولايت فقيه -
١٠ ص
(١١)
4 - 5 - سختگيرى فقط براى خود -
١١ ص
(١٢)
الف عبادت ج
١١ ص
(١٣)
ب راديو و تلويزيون ج
١٢ ص
(١٤)
6 - ج رياضت
١٢ ص
(١٥)
7 - سفارش به طلاب جوان
١٣ ص
(١٦)
8 - جمع اضداد
١٤ ص
(١٧)
9 - روش تربيتى
١٦ ص
(١٨)
10 - بى توقعى از همگان
١٦ ص
(١٩)
11 - عفو و گذشت
١٧ ص
(٢٠)
12 - مثبت گرائى و پرهيز از منفى گرائى
١٧ ص
(٢١)
13 - حضور در جبهه هاى نور
١٧ ص
(٢٢)
14 - درخشش اخلاق؛ مانع جلوه علمى
١٨ ص
(٢٣)
15 - فعاليتهاى اجتماعى
١٨ ص
(٢٤)
1 - آيت الله احمدى در مسجد عبداللهى واقع در سه راه بازار قم نماز جماعت اقامه مىفرمودند
٢٤ ص
(٢٥)
2 - تأسيس جامعه ناصحين
٢٤ ص
(٢٦)
3 - صندوق ذخيره علوى
٢٥ ص
(٢٧)
4 - مؤسسه خيريه الزهراء
٢٥ ص
(٢٨)
16 - شهادت در بستر
٢٦ ص
(٢٩)
وصيتنامه حضرت آيتالله احمدى ميانجى
٢٨ ص

الگوى شايستگى و فرزانگى - احمدى ميانجى، على - الصفحة ١٢ - ٦ - ج رياضت

يكى از اعضا خانواده ايشان نقل مى‌كرد كه از مسافرت آمده و خسته بودم، هنگاميكه بيدار شدم، نمازم قضا شده بود؛ به حاج آقا عرض كردم كه شما مى‌دانيد كه من نماز مى‌خوانم و ...... ايشان فرمودند: نگفتى كه براى نماز صبح بيدارت كنم! و چون خسته بودى و خواب شيرينى داشتى و خداوند به شخصى كه خواب باشد تكليف نكرده است لذا بيدارت نكردم.

ب: راديو و تلويزيون ج‌

ايشان بعضى از برنامه هاى راديو و تلويزيون را از مشتبهات مى‌دانستند، لذا خودشان پرهيز مى‌كردند؛ ولى ديگران و خانواده را نهى نمى‌كردند! هنگاميكه مى‌ديدند بچه ها مى‌خواهند برنامه اى را ببينند و به مزاق ايشان شيرين نبود؛ تلويزيون را خاموش نمى‌كردند بلكه خودشان به اطاق ديگرى مى‌رفتند كه مزاحم بچه ها نباشند!

٦- ج رياضت‌

ايشان رياضت را يك رشته برنامه و فعاليتهاى شاق‌وغيرمعمول نمى‌داستندبلكه آيت الله احمدى؛ رياضت را انجام واجبات و ترك محرمات تعريف مى‌كردند و به اعتدال حتى در عبادت براى سير به كمال معتقد بودند از خود به زيارت مشاهد مشرفه و قبور ائمه : و اولياء الهى علاقه خاصى نشان مى‌دادند؛ ولى در هنگام زيارت توقف طولانى نداشتند و هميشه از نظر زمان كوتاه و شيرين زيارت مى‌كردند، تا كام تلخ نشود و حلاوت عبادت و لذت زيارت از ذائقه بيرون نرود و به حديث «زر و انصراف» عمل مى‌نمودند.