الگوى شايستگى و فرزانگى - احمدى ميانجى، على - الصفحة ٢٩
٢- من مال دنيا ندارم كه در مورد آن چيزى بگويم همان خانه مسكونى كه مادامى كه همسرم زنده است در آنجا مى نشيند و با وسايل و اساس خانه در اختيار او باشد.
٣- بعضى از لوازم خانه از فرش و غيره مال اوست كه قول او معتبر است هر چه بگويد عمل شود.
٤- اگر تنهايى نتواند بنشيند؛ طبقه دوم را تبديل به چند اطاق و حال نمايند و به يك نفرى كه خود او راضى شود اجاره دهند كه مأنوس باشد و كمك خرج باشد.
٥- خانه را بعد از او هر طورى ورثه راضى شوند تقسيم نمايند.
٦- كتابهاى من مورد استفاده واقع شود بطورى كه اگر از اولاد و وراث من كسى اهل علم باشد استفاده نمايند و اگر خداى نكرده كسى اهل علم نبود به يكى از كتابخانه حوزهى علميه قم بدهند يا فيضيه يا كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى رحمة الله عليه كه براى حقير باقيات الصالحات باشد.
٧- ورثه ها طورى عمل نمايند كه مادرشان ناراحت نباشد و متدين هستند انشاء الله تعالى مراعات خواهند نمود و سختى و ناراحتى نخواهد افتاد.
٨- دلم مى خواهد هميشه يكى يا بيشتر از فرزندان من اشتغال به تحصيل علم داشته باشند و از خدا خواستهام كه علم و روحانيت از ذريه حقير قطع نشود؛ انه قريب مجيب.
٩- كتابهاى حقير كه تا حالا چاپ نشده در اختيار مؤسسات واقع شود تا تنظيم و تحقيق و چاپ شود.
١٠- هرچه از حق طبع و نشر بدست آيد در اختيار حاج خانم قرار گيرد يا خود خرج نمايد و يا بمصرفى برساند.